اگر بفهمی که سیستم چگونه کار می‌کند؛ درسی از فیلم رستگاری در شاوشنگ

سیستم
کاش فرصت کنیم و اندکی بیشتر روی این دیالوگ ارزشمند بیاندیشم!

پیش‌نوشت: فیلم رستگاری در شاوشنگ را حتمن دیده‌اید؛ فیلم جذاب با دیالوگ‌های آموزنده و پیام‌های عمیق. من این دیالوگ را از آن فیلم برداشتم.

توضیح بیشتر (می‌توانید نخوانید): اندی قبل از وارد شدن به زندان یک بانکدار بود. او به منظور زنده نگهداشتن کتابخانه‌اش در داخل زندان، پول‌های کثیفی رئیس زندان را از طریق پولشویی پاک و قانونی می‌کرد. روزی با دوستش رِد  ادامه‌ی گفتگویی را چنین پی گرفت:

–  رِد: می‌دونم کارت خوبه؛ ولی کاغذها یه ردی از خود شان به جا می‌ذارن. اگر کسانی کنجکاو بشن، رد یکی رو می‌گیرن!
– اندی: حتمن. ولی نه رد من و نه رد رئیس زندان.
رِد: خوب رد کی رو؟
– اندی: رندال اِستِون.
– رِد: کی؟!
– اندی: یک شریک خاموش. من خلق‌اش کردم؛ از باد هوا.
– رِد: مگه میشه همین‌جوری یک آدم خلق کنی!
– اندی: البته که میشه؛ اگر بفهمی که «سیستم چگونه کار می‌کنه».

اگر به‌دقت روی این گفتگو تمرکز کنیم، متوجه اهمیت بالای دانستن ساز کار یک سیستم خواهیم شد.

نوشته‌ی مرتبط: باتلاق سیستم‌های فاسد؛ زمان حال خوب برای عده‌ای و آینده‌ مرگبار برای همه.