سواد دیجیتال، تسلط بر تکنولوژی، مهارت حل مسئله و …

اهمیت داشتن دامنه کلمات کلیدی قدرتمندمن، روی استفاده از کلمات بیگانه در نوشتن متون فارسی و به‌کارگیری آن در هنگام گپ زدن حساسیت زیادی داشتم؛ اینطور فکر می کردم: کسانی واژه‌های بیگانه – زیادتر از زبان انگلیسی – را چی در گفتار چی در نوشتار وارد زبان ما می‌کنند، به‌نحوی به ادبیات و زبان ما بی احترامی کرده و لااقل به آن بی‌توجهی می‌نمایند. این قضیه تا آن حد جدی بود که از یکی استادان دانشگاه، صرفا به دلیل اینکه واژه‌های تخصصی را به انگلیسی می‌گفت، نفرت داشتم.

ادامه خواندن “سواد دیجیتال، تسلط بر تکنولوژی، مهارت حل مسئله و …”

درباره چشم ذهن و قدرتِ نوشتن در جهت دستکاری آن

مدل ذهنی و نوشتن

مدل ذهنی، چشم ذهنِ‌ماست برای دیدن جهان بیرون از ذهن، اعضایی این جهان و رویدادهای که در آن اتفاق می‌افتد؛ و در یک کلام وسیله‌ای برای دیدنِ هر آنچه که در دنیایی بیرون نیاز به معنا بخشیدن  دارد.

بدون داشتن مدل ذهنی نمی‌توانیم در مورد افراد قضاوت کنیم، رویدادها را تفسیر کرده و به خوب و بد تفکیک کنیم.
نمی‌توانیم به لبخندِ دوستِ‌مان معنا دهیم؛  رفتارش را با صفاتی گرم بودن و یا سرد بودن برچسب‌/لیبل‌گذاری کنیم؛ قادر نیستیم گذشته را دیده و حلاجی کنیم؛ آینده را پیش‌بینی کرده، به‌منظور بهبود آن تصمیم گرفته و برای رسیدن به آن تلاش کنیم – فارغ از اینکه درست عمل می‌کنیم یا غلط؛ حرفم اینست که بدون این ابزار، اصلا ما نمی‌توانیم هیچ‌یکی از این کارها را انجام دهیم. ادامه خواندن “درباره چشم ذهن و قدرتِ نوشتن در جهت دستکاری آن”

یادگیری پیوسته یکی از قطعات پازل زندگی موفق

گردهمایی متمم
تصویر حضار در گردهمایی متمم، ۲۶ اسد/مرداد در حال تشویق یکی از سخنران‌ها.

در گردهمایی ۲۶‌ام اسد/مرداد در دانشگاه شهید بهشتی – تهران، در کنار سایر دوستان متممی (+،+)، سخنرانی کوتاهی پیرامون موضوع دیتاماینینگ/داده‌کاوی داشتم. می‌خواهم مقدمه‌ای این نوشته را با اشاره به بخشی از آن آغاز کنم.

مانند اکثر علوم دیگر، دیتاماینینگ علمی‌ست که جرقه‌ای آغازین آن در پی حل یک مشکل شعله‌ور شد؛ با گذر زمان پیشرفت کرد و همچنان دارد به سمتِ هوشمند‌شدن درحال توسعه است. ادامه خواندن “یادگیری پیوسته یکی از قطعات پازل زندگی موفق”

آغاز کردن است که در نهایت از ما انسانی متکامل‌تر و متعالی‌تر می‌سازد.

آغاز کردن
آغاز کردن است که ما را در مسیر تکامل قرار می‌دهد و از ما آن انسانی را می‌سازد که می‌خواهیم باشیم.

کمابیش، همه‌ای ما تجربه‌ی به تعویق انداختنِ راه‌اندازی یک کسب و کار و پذیرفتن مسئولیتی را داشته ‌ایم و در مقیاس کوچک‌تر افسوسِ عدم پیشبرد برنامه‌ها و یا انجام فعالیت‌های کوتاه‌مدت، برای توسعه‌ای دانش و مهارت خودِ‌مان را خورده‌ایم.

هریکی از ما، برای توجیه تصمیم خود، دلیلی – در خیلی مواقع بهانه‌ای – می‌آوریم. در این میان، به نظر می‌رسد کمال‌گرایی (انتظارِ رسیدن به شرایط مطلوب) یکی از معدود دلایلی است که تقریبا همه‌ای ما انسان‌ها در آن اشتراک داریم:

ادامه خواندن “آغاز کردن است که در نهایت از ما انسانی متکامل‌تر و متعالی‌تر می‌سازد.”