اهمیت تامل روی منابع تخصیص داده‌شده برای توسعه فردی و گذران زمان

مدل ذهنی

سال‌ها پیش در یک جمع دوستانه، پیرامون این موضوع گپ می‌زدیم که «جدا از علمای پرافتخار اسلام، در باره‌ی دانشمندان بزرگ غیر مسلمان چگونه می‌توان قضاوت کرد؟؛ آنهایی که بزرگترین اختراعات را به‌ثبت رسانده‌اند و اکتشافاتی مهمی انجام داده‌اند؛ اختراعات و اکتشافاتی که زندگی‌یی انسان‌ها را در مقیاس گسترده دیگرگون کرد. ‘آیا آن‌ها به بهشت خواهند رفت، یا دوزخ؟ یادم می‌آید دوستی با این فرموده حرفش را آغاز کرد:

‘إنما الأعمال بالنیات’ و ادامه داد ‘نتیجه‌ی کارهای ما بر اساس نیت‌های ما سنجیده می‌شود؛ هرکاری بدون نیت رضای خداوند – اگر هم سودمند باشد – در دنیایی دیگر پاداشی نخواهد داشت؛ هر کاری!’»

ادامه خواندن “اهمیت تامل روی منابع تخصیص داده‌شده برای توسعه فردی و گذران زمان”

ما موجوداتِ با عملکردِ تک‌وظیفه‌ای هستیم یا چند وظیفه‌ای؛ کدامش به سود ما خواهد بود؟

عملکرد چندوظیفه‌ای و تمرکز
هنگام انجام وظایفی دارای نیازمندیِ تمرکز بالا – مانند مطالعه یک کتاب، اگر بپذیریم که ما موجوداتِ با عملکرد تک‌وظیفه‌ای هستیم، به سودِ ما تمام خواهد شد.

هنگامی که با یک اپلیکیشن مانند وُرد یا اتوکد کار می‌کنید، شاید دوست داشته باشید یک موزیک آرام نیز پخش شود، تا به انگیزه‌ی کار افزوده شده و خستگی ناشی از آن کاهش یابد. حتمن می‌دانید، علاوه بر دو مورد فوق، سیستم‌تان همزمان برنامه‌های مختلقی مانند آپدیت نگهداشتن ساعت و تاریخ، مراقبت از خودش توسط ابزارهای امنیتی در برابر حملات مخرب، مانیتورینگ اپلیکشن‌های در جریان، راه‌اندازی و کنترل پکه/پنکه و غیره موارد مشابه را نیز مدیریت می‌کند.

ادامه خواندن “ما موجوداتِ با عملکردِ تک‌وظیفه‌ای هستیم یا چند وظیفه‌ای؛ کدامش به سود ما خواهد بود؟”

دو درس از یک خاطره‌ای قدیمی؛ مشاهده‌ای اوج تمرکز و نهایت نابینایی

تمرکز
ما انسان‌ها تحت شرایط خاص می‌توانیم به اندازه‌ای عمیق تمرکز کنیم که صدایی، جز حرف مورد نظر، نشنویم و چشم‌ِمان چیزی، جز نقطه تمرکز، نبیند.

هر یک از ما خاطراتی داریم – چی تلخ، چی شیرین و چی فارغ از جنبه‌های احساسی – که دوست داریم با دوستان‌مان شریک کنیم: خاطراتی که نشان می‌دهد کی بودیم، کجا بودیم، تحت چی شرایطی قرار گرفته و زندگی کرده‌ایم و شاید هم خاطراتی که چندان معنای خاصی ندارد و ذکر آن فقط جنبه‌ای ساعت‌تیری/سرگرمی دارد و در بسیاری از موارد، به‌جایی اینکه سرگرمِ‌مان کند، خسته‌کن واقع می‌شود. متاسفانه، زیادترین خاطرات من از دسته‌ای آخری هست. به خاطر آپدیت‌شدنِ وب‌سایت، مجبورم گه‌گاهی از آنها نقل کنم.

ادامه خواندن “دو درس از یک خاطره‌ای قدیمی؛ مشاهده‌ای اوج تمرکز و نهایت نابینایی”