کارمندان رایگان، وفادار و در عین حال مضطرب شرکت‌های بامر

هنگامی نفهمیم با حجمی عظیمی از اطلاعات، با تنوع بی‌انتها، که به ذهن ما سرازیر می‌شود، چی‌کنیم؛ دچار بحران هویتی، استرس و بی‌معنایی می‌شویم. و قطعاً، شبکه‌های اجتماعی در این امر بسیار تأثیرگذار است.

قدرتِ بی‌انتهایی تغییراتِ تدریجی: حالا احساس آزادی دارم

رویا هستم؛ یک یتیمم. زمانی که هشت سالم بود آن‌قدر پول گدایی کرده بودم که بتوانم اولین سطل صدفم را بخرم. آن سطل را فروختم و آنقدر پول کسب کردم که بتوانم دو تا سطل بخرم. مدتی طول کشید، اما توانستم به‌اندازه‌ی کافی پول جمع کنم تا برای خودم یک گاری صدف بخرم. حالا هر […]

اعتیاد دیجیتال؛ وقتی‌های که صرفاً مصروفیم!

۵ عصر بود. بسیار وقت بود که باهم سینما نرفته بودیم. دوستم بدون اینکه از من بپرسد که آیا مصروفیتی دیگری دارم یا خیر، خواست با او – برای تماشای فیلم مورد علاقه‌اش – برویم. قبول کردم. رسیدیم. مسئولین دمِ دروازه، بدون حتا تمایل به اجازه گرفتن، بدن ما گشتند؛ مبادا به قصد انتحاری نیامده […]

در شبکه‌های اجتماعی همه فالوور اند، اما ادمین‌ها متعهدتر!

اعتیاد به شبکه های اجتماعی؛ جایی‌که در اغلب موارد تولیدکننده‌ها بیشتر از مصرف‌کننده‌ها معتاد است. مسئله وقتی جدی شد که تصمیم گرفتم استفاده از شبکه‌های اجتماعی – مشخصا فیس‌بوک – را به حداقل برسانم. راهکارهای مختلف را امتحان کردم: از کاستنِ تعداد صفحات لایک‌شده گرفته تا خارج شدن از گروه‌های که معلوم نبود چی وقت […]

لحظه‌یی آزاد از بند گوشی هوشمند

متاسفانه دشوا است چنین تجربه‌های لذت‌بخشی داشته باشم. زیرا من یک زندانی‌ام – زندانی‌ای گوشی هوشمند؛ زندانیِ که زندانبانش خودم هستم و زندان هم در دستانِ من.