ارزش ها؛ برای افراد مختلف متفاوت است!

ارزش

خوب است، اگر و هرازچندگاهی روی این موضوعات بیاندیشیم:

  • ارزش یک صفحه ترجمه – که دوستی به درخواست ما انجام داده – فقط از روی تعداد کلمات آن سنجیده نمی‌شود؛ بلکه این ارزش به مدت زمانی که برای این کار صرف شده؛ به دقت در انتخاب کلمات و نحوه‌ی ترکیب آن‌ها، حفظ اصالت اثر و رسایی پیام آن نیز بستگی دارد؛
  • ارزش یک پیاله قهوه یا چای، صرفا به پولی نیست که بابت آن به مسئول کافی‌شاپ پرداخت می‌کنیم؛ بلکه به مدت زمانی که آنجا سپری می‌کنیم، به شادی که به همدیگر می‌بخشیم، به انگیزه‌هایی که برای هم تولید می‌کنیم؛ به ایده‌هایی که رد و بدل می‌شود و به دوستی‌های تازه‌ای که شکل می‌گیرد، نیز بستگی دارد؛
  • ارزش یک مهمانی فقط بسته به نوعیت غذایی که میزبان آماده نموده، نیست؛ بلکه به مدت زمانی که برای ما اختصاص داده، مهمان‌نوازی که از ما کرده، محبت‌های که به ما ارزانی داشته و به سایر موارد مشابه نیز بستگی دارد؛ و
  • ازرش ۵ دقیقه چَت کردن در محیط اینترنیت، صرفا بسته به مقدار پهنای باند مصرفی و یا مصرف برق باطری موبایل نیست؛ بلکه از روی مدت زمانی که صرف این کار می‌شود، نوعیت پیام‌هایی که رد و بدل می‌شود، احساس خوشی و یا خستگی که خلق می‌شود، نیز سنجیده می‌شود.

ادامه خواندن “ارزش ها؛ برای افراد مختلف متفاوت است!”

من این را می‌خواهم…

من این را می‌خواهمهیچ وقت صدای دل‌انگیزی گنجشک‌های در یک باغ را در ترکیب با صدای دلنشین جریان آب شنیده‌ای؟؛ آیا این صدا را حین خیره شدن به حرکات موجی و منظم برگ‌هایی درختان در نتیجه‌ای وزش باد ملایم تجربه کرده‌ای؟ من این تجربه را می‌خواهم؛ فارغ از هرگونه پریشان فکریِ دیگری؛

من صدای خنده‌ای بچه‌های را می‌خواهم بشنوم که بدون هیچ‌گونه دغدغه‌ای زندگی می‌کند؛ نوایی شادی سر می‌دهند؛ به معنای واقعی کلمه مملو از شور و نشاط اند؛ من می‌خواهم این صداها را در پارکی بشنوم که از شور و هیجان بچه‌ها در حین بازی به فضا می‌پیچد، طوریکه من، آرام روی نیمکتی نشسته، با تمام وجود متوجه آنها باشم. من این تجربه را می‌خواهم بدون هرگونه عوامل حواس‌پرت‌کن دیگری؛ ادامه خواندن “من این را می‌خواهم…”

تقدس بخشیدن به دانایی یکی از عوامل کند شدنِ سرعت رشد ما به سوی متعالی شدن

تقدس بخشیدن به دانایی - جستوجودرست پنج سال می‌شد همدیگر را ندیده بودیم. او در دانشگاهی در غرب کشور تحصیل می‌کرد و من در شرق. دوری‌ای این هفت سال سبب شده بود که انبوهی از حرف‌های ناگفته انبار شده و برای گفته‌شدن به نوبت ایستاده شوند.

ما هم، از مصرف زمانِ دست‌داشته‌ی خود در این مورد دریع نکردیم و مدتی زیادی باهم حرف زدیم؛ یادآوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته، گفتگو در باره‌ی مکان‌های تازه‌ای که دیده بودیم، شریک کردن تجربه‌های‌مان از فرهنگ‌های متفاوت، حکایت از خلق دوستان تازه، بیشترین خوراک صحبت‌های‌مان بود. با گوش دادن، به‌ همدیگر احترام و محبت هدیه کرده و چیزهایی جدیدی یاد می‌گرفتیم و با گپ زدن فضای لذت‌بخش باهم بودن را خلق می‌کریم – حتما می‌دانید که لازم نیست بگویم ترکیب مناسبی از حرف زدن و گوش دادن چی لذتی را به ارمغان می‌آورد. ادامه خواندن “تقدس بخشیدن به دانایی یکی از عوامل کند شدنِ سرعت رشد ما به سوی متعالی شدن”

کشف خلاهایی که آینده‌ای ما را متفاوت‌تر می‌سازند

ایجاد فضایی خالی برای یادگیری

معلم با چهره‌ای خندان و روحیه‌ای سرشار از انرژی وارد صنف درسی شد. او دو گلاس/لیوان با خود داشت؛ یک گلاس تا نیمه از آب و گلاس دیگر لبریز از آب.

وی تجربه جدیدی آموخته بود و از رفتارش معلوم بود می‌خواهد هرچه زودتر آنرا به شاگردانش منتقل کند – این سعادت برزگی‌ست: داشتن کسانی که به آموخته‌های جدیدت گوش فرادهد.
معلم بعد از احوال‌پرسیِ کوتاه، گلاس نیمه از آب و لبزیر از آب را در دست گرفت و سوالش را چنین مطرح کرد:

«دوستان خوبم! کدام‌ یکی از گلاس‌ها گنجایش آب بیشتر دارد؟»
همه یک‌صدا پاسخ دادند: «گلاس نیمه از آب!» ادامه خواندن “کشف خلاهایی که آینده‌ای ما را متفاوت‌تر می‌سازند”