داستان‌گویی بدون متادیتا

حذف متادیتا در داستان‌گویی

«هِی رفیق! این طمع‌اش چیه؟!» اگر این جمله خودمان استفاده نکرده باشیم، در مارکیت‌ها و سوپرمارکیت‌ها لااقل برای یکبار شنیده‌ایم. جمله‌ی که باعث می‌شود، در بسیاری از مواقع، به یک نوشیدنی نسبت به نوشیدنی دیگر ترجیح داده شود و به خوراکیِ هم نظر به خوراکی دیگر. طعم چیزی‌ست که تجربه‌ی ناشی از خوردن و نوشیدن را لذت‌بخش‌تر می‌کند و در مواردی هم، مزه و بوی بدی بعضی خوردنی‌های که مجبوریم بخوریم را قابل تحمل‌تر.

ادامه مطلب “داستان‌گویی بدون متادیتا”

درون جی‌میل؛ چیزی که می‌توان از آن در زندگی روزمره استفاده کرد

درسی از جی‌میل برای زندگی

همه‌ی‌ما، کمابیش در شرایطی قرار گرفته‌ایم که مخاطبان‌مان آدم‌های خشمگینی بودند که صرفاً روایتِ خودشان از داستان را می‌دانستند. آدم‌های که همیشه به درستی روایت‌هاشان مُهر تأیید صددرصد می‌زنند. آنها به مرور یاد گرفته‌اند که ارتباطِ مستقیمی بین بلندی صدا و میزانِ صحتِ استدلال‌شان وجود دارد، و معمولا از این شیوه برای جهت دادنِ طرف مقابل‌شان به سمت سکوتِ تلخ و نیز در اندک مواردی هم برای شعله‌ور کردن درگیری لفظی استفاده می‌کنند.

ادامه مطلب “درون جی‌میل؛ چیزی که می‌توان از آن در زندگی روزمره استفاده کرد”

تجربه‌های از وبلاگ نویسی: درباره جابجایی پاراگراف‌ها

جابجایی پاراگراف‌ها در وبلاگ‌نویسی

در سخنرانی‌ها و تبلیغات دینی / مذهبی – لااقل در محیطی که من زندگی می‌کردم – تقریباً بلااستثنا، شروع سخنرانی با درود و سلام فرستادن به پیشگاهِ آنهایی که احتمالاً به درگاه خداوند نزدیک‌ترند رقم می‌خوردْ. آیه‌یی از قرآن و یا حدیثی به‌عنوان دروازه اصلی بحث انتخاب، به زبان بومی ترجمه و با الفاظ ساده‌تر توضیح داده می‌شد. از چندین روایتی دیگر به عنوان پشتیبان فقره‌ی آغازین بحث یادآوری می‌گردید. در این میان داستان‌ها هم به شیوایی ممکن بیان می‌شد تا در کنارِ فهم مطلب مخاطبان را متقاعد به انجام رفتارهای نمایند که هدف اصلی و خواسته‌ی نهایی سخنران بود. اختتامیه مجلس هم با دعای خیر و درنظر گرفتن حاجت‌های مشروعه به اتمام می‌رسید – فکر کنم تا حالا هم، چنین است.

ادامه مطلب “تجربه‌های از وبلاگ نویسی: درباره جابجایی پاراگراف‌ها”

موجوداتی که از کاه کوه می‌سازند؛ درباره ذهنِ دلیل‌ساز ما

ذهن دلیل‌ساز ما

حکایت قدیمی تبردزد را حتماً یادتان هست: آن حکایت ترکیبی از روایت ساده با مفهوم عمیق از ناتوانی (توانایی) ذهن ماست.

فرض کنید دربدترین شرایط زندگی‌ام، قرار است تا هفته‌ی دیگر شغلم را از دست دهم. بی‌قرارم و از شدت اندوهی توأم با عصانیت زمین و زمان را یکی می‌کنم، البته اگر توانایی‌اش را داشتم. بی‌وقفه و پیوسته به دنبال پاسخ این سوال می‌گردم که چه‌چیزی ممکن باعث این بدبختیِ منِ بدبخت شده باشد؟ مکثی می‌کنم؛ نه! سوال درست این است: چی کسی؟ نه چه‌چیزی!

ادامه مطلب “موجوداتی که از کاه کوه می‌سازند؛ درباره ذهنِ دلیل‌ساز ما”

تجربه‌های از وبلاگ‌نویسی: درباره تعداد کلمات نوشته‌ها

تعداد کلمات نوشته‌ها در وبلاگ‌نویسی

شیوه‌یی کار من در نوشتن پُست‌های وبلاگ از این قرار است: بعد از اینکه ایده‌یی اولیه یا همان پیام نوشته نهایی در ذهنم شکل گرفت، آنرا در پیشخوان وردپرس پیش‌نویس می‌کنم. هرازچندگاهی به آن سر زده، محتوای آنرا ویرایش کرده و اندکی کامل‌تر از پیش می‌سازم. در نهایت، نوشته‌ی هنگام انتشار معمولاً حدود ۱۰۰۰ کلمه را در خود دارد.

ادامه مطلب “تجربه‌های از وبلاگ‌نویسی: درباره تعداد کلمات نوشته‌ها”

۲۱ درس برای قرن ۲۱ (+ لینک دانلود رایگان ترجمه فارسی)

۲۱ درس برای قرن ۲۱ - روبات‌ها انسان‌ها را بی‌کار خواهند کرد.
اتوماتیزه کردن فرآیند کاشت – پیش‌بینی می‌شود که در آینده‌ی نه‌چندان دور، ربات‌ها میلیون‌ها انسان را از کار بی‌کار خواهند کرد.

اگر برای دانلود کتاب به اینجا آمده‌اید، اینجا کلیک کنید.

•••

پیش‌نوشت: متنی را که می‌خوانید نقد کتاب نیست. بلکه ترجمه‌ی من از مقدمه‌ی کتاب است.

در کتاب نخست من،‌ انسان خردمند، گذشته‌ی بشر مورد بررسی قرار گرفته است. اینکه چگونه یک موجود بی‌اهمیت حکم‌فرمای سیاره زمین شد.

انسان خداگونه، کتاب دوم من، آینده دور و درازی زندگیِ بشر را مورد مطالعه قرار می‌دهد. به تعمق در این نکته می‌پردازد که در نهایت، چگونه انسان خدا خواهد شد، و فرجام نهایی هوش و آگاهی چی خواهد بود.

اما در این کتاب، ۲۱ درس برای قرن ۲۱، می‌خواهم به مکان و زمانِ حال نگاهی عمیق‌تری داشته باشم – بر امور جاری و آینده‌ی قریب‌الوقوعِ جامعه‌ی بشری. اینک چی در حال وقوع است؟ بزرگ‌ترین چالش‌ها و حیاتی‌ترین تصمیمات/انتخاب‌های امروزِمان چیست؟ چه‌چیز درخور توجه است؟ کدام مهارت‌ها را باید به اطفال خویش آموزش دهیم؟

ادامه مطلب “۲۱ درس برای قرن ۲۱ (+ لینک دانلود رایگان ترجمه فارسی)”

درباره اهمیت مرور دوباره؛ چرا بعضی مطالب را دو یا چندین بار مرور می‌کنم؟

اهمیت  مدیریت توجه
او خداجان! عجیب عکس‌های زیبایی داره!.. خارق‌العاده است.

یکی از شخصیت‌های فیلم رستگاری در شاوشنگ بُروکس است. هیئت منصفه‌ی مربوط، پس از ۶۰سال زندانْ  به او عفو مشروط می‌دهد. بعداً معلوم می‌شود که بروکس اصلاً نمی‌خواسته زندان را در بدل آزادی ترک کند. او برای ادامه محکومیتش حتا به روی یکی از بهترین دوستانش – که به خداحافظی‌اش رفته بود – چاقو می‌کشد. با این حال، اکنون او به‌اجبار رفته به دنیایی بیرون از زندان؛ جایی‌که به‌گفته‌ی خودش، به آنجا تعلّق ندارد.

مدتی می‌گذرد. رِد، اندی، و رفقایش، نامه‌یی را دریافت می‌کند که نشان می‌دهد بروکس خودکشی کرده است. آنها در حیات زندان دورِهم به‌یاد بروکس باهم حرف می‌زنند. در این زمان، رِدْ – درحالی‌که به دیوارهای زندان اشاره دارد – به رفقایش چنین توضیح می‌دهد:

«این دیوارها از جهاتی عجیب‌اند؛ در نخست ازشان متنفری، به‌مرور برایت عادی می‌شوند و رفته‌رفته به آنها معتاد میشی. به‌این میگویند وابستگی!».

رِد به‌خوبی پی‌برده بود که انسان‌ها طوری آفریده شده تا در مسیر تغییرات تدریجی، حتا با دشوارترین شرایط نیز، عادت کند. شرایط دشوار شاید خود را از طریق یک زندگی خِفّت‌بار با هزاران سرافگندگی بازتاب دهد و یا آینه‌یی از تلاشِ خستگی ناپذیرِ فعلی، اما دارای آینده‌ی غرورآفرین باشد.

ادامه مطلب “درباره اهمیت مرور دوباره؛ چرا بعضی مطالب را دو یا چندین بار مرور می‌کنم؟”