زندگی بازاری هست ۷/۲۴، و ما هم تمام‌وقت در حال خرید و فروش!

زندگی بازاری ۲۴/۷
گویی، ما برای تجارت کردن خلق شدیم – همیشه داریم چیزی را می‌فروشیم و چیزی بدست می‌آوریم.

بگذریم از اینکه:

– بعضی‌ها پول برای خرید اشیا می‌آورند، برخی‌ها اشیا را برای خرید پول؛
– تعدادی زر برای خرید موقف اجتماعی بالاتر پیشکش می‌کنند، تعدادی موقف اجتماعی بالاتر برای خرید زر؛
– عده‌ی ریسک می‌کنند و از روی مجبوریت و شاید هم ندانستگی آبروی خویش را به میدان تبادله می‌آورند، عده‌ی هم مهارت‌های اجتماعی و توانایی‌های مرتبط را برای خرید – بهتر بگویم حفظِ – آبروی از دست رفته؛
– تعدادی تهدید و پرخاشِ توام با دروغ برای فروش دارند، عده‌ی هم ناز و کرشمه؛
– بعضی‌ها از روی بیچارگی عزتِ‌نفس خویش را می‌فروشند، برخی‌ها هم شاید از روی حماقت ارزش‌های دوستی و رفاقت را،
…. بگذریم! از این دست معامله‌ها زیاد است!

ادامه خواندن “زندگی بازاری هست ۷/۲۴، و ما هم تمام‌وقت در حال خرید و فروش!”

چگونه «نیازِ در اجتماع بودن» دارد به بیماری «فرار از اجتماع» تبدیل می‌شود؟

فرار از اجتماع - مدیریت توجه
گذر زمان باعث شد که بسیاری از مردم «در اجتماع بودن»را به عنوان یک نیاز نبینند، بلکه یافتن راهی «فرار از اجتماع» را چیزی ارزشمند بدانند و مشتاقانه در پی‌ یافتن‌اش باشند.

در گذشته‌های دور، شاید زمانی بوده است که تنهایی و سکوت بیماری بود و بیشتر مردم دنبال کسی می‌گشتند، تا با لحظه‌ی صحبت کردن، از خفقان سکوت و تنهایی فرار کرده و لحظه‌ای را در آرامش عمیق و لذت‌بخش یک گفتگوی دونفره یا چند‌نفره فرو روند. این مشغله برای آنها برعلاوه خلق یک سرگرمی،  نیاز فطری «در اجتماع بودنِ شان»  را ارضا می‌کرد.

ادامه خواندن “چگونه «نیازِ در اجتماع بودن» دارد به بیماری «فرار از اجتماع» تبدیل می‌شود؟”

باتلاق سیستم‌های فاسد؛ زمانِ حالِ خوب برای عده‌ای و آینده‌ مرگبار برای همه

فرار باتلاق سیستم‌های فاسد

صبحی قشنگی بود، بُرس‌دندان/مسواک را از مجموعه‌ای لوازم بهداشتی، که به طرزِ شگفت‌انگیزی پاک و به شکل ظریفی مرتب چیده شده بود، براداشتم. بعد از مسواک کردن داندان‌هایم بر گشتم به اتاق. در فاصله‌ای زمانی تا آماده شدن صبحانه، تیترهای مجله‌ای صبحگاهی دو روزنامه‌ای معتبر و پرطرفدار ملی را یکی پس دیگری مرور کرده و مطالبی مرتبط با کار و علاقه‌ام را به صورت مفصل و با تمرکز خواندم. بعد از صرف صبحانه به سمتِ محل کار می‌رفتم – فضای شهر به طرزِ بی‌سابقه‌ای خوش‌آیند بود؛ سرزندگی همه‌جا خودنمایی می‌کرد. حس همدلی و کمک از رخسار هر باشنده‌ای این شهر می‌درخشید. گویا همه‌چیز برعکس/وارونه شده بود.

ادامه خواندن “باتلاق سیستم‌های فاسد؛ زمانِ حالِ خوب برای عده‌ای و آینده‌ مرگبار برای همه”

سپاسگزاری از یک دوست و کمی درباره‌ای راه اندازی بلاگ

سپاسگزاری از دوستم اسحاق خدایار
من (راست) و خدایار (چپ) خزان ۱۳۹۶، کابل |  عکس از: سجاد شریفی

در باره اولین نوشته‌ی وبلاگ اینجا بخوانید.

اسحاق خدایار دوست من، که حدود چهار سال پیش با هم آشنا شدیم؛ دوستِ که در خیلی از صفات، کم‌نظیر و در تعدادی از ویژگی‌ها بی‌نظیر است. من مانند هرکسی دیگر، دوستانی زیادی دارم که دوستِ‌شان دارم و معدودی است که بر علاوه‌ای دوست داشتن، به داشتنِ‌شان افتخار می‌کنیم که بی‌تردید، خدایار یکی از آنهاست. اگر فرصت شد از تک‌تکِ‌شان قدردانی خواهم کرد.

در کنار سایر دوستانم که رو‌به‌رو به نسبتِ راه‌انداری وبسایت به من تبریک گفتند، خدایار در تایم‌لاین فیسبوک‌اش به من تبریک گفت و فرصتی و یا به عبارتی، بهانه‌ای دستم داد، تا در مورد ثبت این وب‌سایت چیزی بنویسم؛ اما قبل از آن:

ادامه خواندن “سپاسگزاری از یک دوست و کمی درباره‌ای راه اندازی بلاگ”

استریوتایپ؛ بیماری دیگر با شیوع سرطانی

استریوتایپ
استریوتایپ؛ طرز تفکر دیگری که به شکل سرطانی‌اش در کشور ما شیوع پیدا کرده و همچنان در حال گسترش است.

من آن کارمند اداری‌ام که سال‌ها پیش یکجا با دوستانم در اداره‌ای، کار می‌کردیم؛ کسانی بودند که اول با من ناآشنا و بعدا همکار و رفته‌رفته برای‌هم دوست‌های خوبی شدیم. یادم می‌آید یکی از آن‌ها، کمی دیرتر به ما پیوستند. دوستان جدید، به اضافه‌ای دوستان قبلی‌ام، یکی از معدود سرمایه‌های است که داشتن‌شان باعث افتخار من است.
حالا که فرصت رو کرده، بگذارید داستان آن دوست آخری را برای تان بازگو کنم:

ادامه خواندن “استریوتایپ؛ بیماری دیگر با شیوع سرطانی”

به اولین نوشته‌ی وب‌سایت خوش آمدید!

اولین نوشته وبلاگ رحمت الله علامه
به اولین نوشته‌ی بلاگ خوش آمدید – امیدوارم از کنارِهم بودن در اینجا لذت ببریم.

ما انسان‌ها همیشه در حال خلق و انبار کردن دیتا هستیم. تجربه‌های مستقیم ما در زندگی – چیزهای را که می‌بینیم، می‌شنویم و حس می‌کنیم، و معلومات که از طریق مطالعه‌ی نوشته‌ها و مشاهده‌ی نمایش‌ها، فیلم‌ها و سایر منابع به صورت غیر مستقیم بدست‌ می‌آوریم، به عنوان مواد نخستین برای خلق دانش عمل می‌کند.

ادامه خواندن “به اولین نوشته‌ی وب‌سایت خوش آمدید!”