سالی‌که‌گذشت؛ درباره یک‌سال وبلاگ‌نویسی من

این نوشته را بعد از یک سال وبلاگ‌نویسی خود ثبت کرده‌ام، و در آن، از تجربیات خود گفته‌ام.

در امتداد لحظه‌ها – پنجمین کنفرانس ملی شهری

پنجمین کنفرانس ملی شهری، با شعار «شهر بستر توسعه و تکامل» در کابل برگزار شد. دو تصویری را که می‌بینید، جریان ارائه‌ام از مقاله «شهر هوشمند» را نشان می‌دهند.

وقتی تصمیم‌های ما هزینه‌ای جبران‌ناپذیری به همراه دارد

امیر که کمتر از ده‌ سال داشت، در حالیکه به کاکایش اشاره می‌کرد، به دوستِ هم‌سن‌اش حسن گفت: خوشِش آمد؛ داستانِ‌مه. و ادامه داد:

اگر بفهمی که سیستم چگونه کار می‌کند؛ درسی از فیلم رستگاری در شاوشنگ

تقریباً می‌توان گفت: هر کاری ممکن است، اگر بفهمیم که سستم چگونه کار می‌کند.

قطره قطره دریا می‌شود؛ اندکی در مورد چگونگی شکل‌گیری یک نوشته‌ای کوتاه من

هوا به‌شکل بی‌سابقه‌ای سرد بود، کاروان خسته و ازپامانده، در بیابانی اردو زدند؛ بیابان خشک و بی‌روح بود، جز ذرات ریز خاک که باد را همراهی می‌کرد، چیزی دیگری به‌چشم نمی‌خورد. سردی‌یی هوا غیر قابل تحمل به‌نظر می‌رسید. راهنمای کاروان، امرِ جمع‌آوری هیزم را صادر کرد تا در مقابله با سردی‌یی که به‌شکل بی‌رحمانه آسایش […]

سپاسگزاری از یک دوست و کمی درباره‌ای راه اندازی بلاگ

اسحاق خدایار دوست من، که حدود چهار سال پیش با هم آشنا شدیم؛ دوستِ که در خیلی از صفات، کم‌نظیر و در تعدادی از ویژگی‌ها بی‌نظیر است. من مانند هرکسی دیگر، دوستانی زیادی دارم که دوستِ‌شان دارم و معدودی است که بر علاوه‌ای دوست داشتن، به داشتنِ‌شان افتخار می‌کنیم که بی‌تردید، خدایار یکی از آنهاست. اگر فرصت شد از تک‌تکِ‌شان قدردانی خواهم کرد.

به اولین نوشته‌ی وب‌سایت خوش آمدید!

در این وب‌سایت، دغدغه‌های فکری و تازه‌های از تجارب و دانش خود را می‌نویسم. با اینکه، نمی‌توانم حکم قطعیِ درست بودن آن‌ها را بدهم، اما می‌توانم بگویم خواندنش می‌تواند مفید باشد. و مهمتر از آن، گذاشتن دیدگاهِ‌تان در زیر نوشته‌ها اثر بخش خواهد بود و این قدرت را خواهند داشت تا زندگی من و سایر دوستان‌تان را به مسیر بهتری هدایت نماید.