پاراگراف: جابه‌جایی

کودکان مهاجر افغان در کمپِ موندا، پاکستان، سال ۱۹۸۷. | تصویر: Erwin Franzen در Flickr

گویند که «جنگ اساساً بین نخبگان در قدرت و نخبگان خارج از قدرت است»؛ خواه این نخبه‌گان عضو یک کشور در سطح بین‌لملل باشد یا عضو گروهی در یک کشور.

جنگ‌های ناتمامِ افغانستان اما معمولاً میان مجاهدین و غلامان کشورهای اشغالگر به وقوع می‌پیوندند؛ صاحبان قدرت غلامان کشورهای اشغالگر حساب می‌شوند و کسانی خارج از قدرتْ مجاهد.

هر بیست سال یا کمتر، میانِ آنها جابه‌‌جایی رُخ می‌دهد. آخرین جابه‌بجایی چند هفته پیش اتفاق افتاد.

کودکان افغان در کمپ سازمان ملل برای بیجاشدگان داخلی، ولسوالی پنجوای، ولایت قندهار، ۲۰۲۱. | تصویر: جاوید تنویر برای AFP

مُردنِ پیش از بلوغ؛ درباره دشواری حفظ و مراقبت و ارتقا

فرسایش در نبود حفظ و مراقبت
تصویر توسط Kristijan Arsov در Unsplash

با خروج نظامیان ایالات متحده و سایر کشورهای عضو NATO، تعدادی از مردم افغانستان جشن گرفتند و نیز این رویداد را از طریق شبکه‌های اجتماعی تبریک گفتند؛ با مضامین مختلف، از جمله: «جای افتخار است که هیچ نیروی خارجی، دیگر در کشور وجود ندارد.»

این اولین بار نیست که مردم چنین خوشحالی می‌کنند. با خروج نیروهای شوروی از افغانستان، و قبل از آن، بریتانیا، نیز مردم جشن گرفتند و خوشحالی کردند. هنوز هم هر ساله به‌عنوان یادبود از این روزها جشن می‌گیرند.

اول قومِ من؛ افغانستان هنوز هم مثل قرن‌ها قبل

سگ‌های که به شکل گروپی قصد شکار گاو وحشی را دارند | مجموعه تلویزیونی The Hunt

قبل از دوران کشاورزی، در دوان شکار، احتمالاً انسان‌ها به شکل فردی کار می‌کردند. هیچ مرز و محدوده‌ی برای آنها تعریف نشده بود – اگر هم محدودیتی بود در حمل و نقل و جابه‌جایی بود.

گذرِ زمان شکل فعالیت انسان‌ها را متحول کرد. با آغاز عصر زراعت/کشاورزی و با توجه به مقتضیات محیط، بشر اندک اندک پی بُردند که می‌توان به شکل گروپی کار کرد؛ و از این طریق، سریع‌تر، بیشتر و بهتر به اهدافِ خود رسید.