سالی‌که‌گذشت؛ درباره یک‌سال وبلاگ‌نویسی من

این نوشته را بعد از یک سال وبلاگ‌نویسی خود ثبت کرده‌ام، و در آن، از تجربیات خود گفته‌ام.

تجربه‌های از وبلاگ نویسی: درباره جابجایی پاراگراف‌ها

در سخنرانی‌ها و تبلیغات دینی / مذهبی – لااقل در محیطی که من زندگی می‌کردم – تقریباً بلااستثنا، شروع سخنرانی با درود و سلام فرستادن به پیشگاهِ آنهایی که احتمالاً به درگاه خداوند نزدیک‌ترند رقم می‌خوردْ. آیه‌یی از قرآن و یا حدیثی به‌عنوان دروازه اصلی بحث انتخاب، به زبان بومی ترجمه و با الفاظ ساده‌تر […]

تجربه‌های از وبلاگ‌نویسی: درباره تعداد کلمات نوشته‌ها

در ماه‌ها و هفته‌های اخیر وبلاگ‌نویسی‌ام دو چیز بیشتر از سایر موارد برایم ارزش وقت گذاشتن را داشته، یا لااقل به خودم این‌طور نشان می‌دهم که این دو مورد شایسته‌ی اندک تلاش بیشتر است: ۱. رساندن پیام پُشت نوشته با عمق و ماندگاری ممکن، سادگی و رسایی در توان؛ و ۲. کوتاه بودن نوشته. متأسفانه این دو رقیب همیشه در مبارزه است؛ اگر بخواهیم پیام را را در یک نوشته به‌شکل ساده، عمیق و ماندگار جاسازی کنیم، تعداد کلمات بیشتر می‌شوند؛ و هرگاه با تمرکز بر کاهش تعداد کلمات تلاش کنیم، رساندن پیام اصلی نوشته دشوار. شاید بتوان گفت که درگیر شدن در این مبارزه برای وبلاگ‌نویس‌های تازه‌کارِ مثل من مستهلک‌کننده است. اما کجاست جای یادگیری بهتر از میدان مبارزه؟
☆☆☆
توضیح (موقت): اگر از سرویس‌های استفاده می‌کنید که محتوا را از فید وبسایت می‌گیرند؛ مثل Inoreader، احتمالاً از کل نوشته صرفاً این چکیده را دریافت کرده‌اید.