داریم به کجا می‌رویم؟!

هیچ‌کس دوست ندارد با وجود باخبری از امکانات و لذت‌های موجود در «هفت شهرِ عشق»، «اندر خمِ یک کوچه» گیر بماند. اما در دورانی که همه آهنگ سفر به هفت شهر عشق را دارند و حجم ترافیک بسیار بالاست؛ برای فتحِ پیروزمندانه‌ی هفت شهر، لااقل ضرورت به دو چیز مهم است:

ادامه خواندن “داریم به کجا می‌رویم؟!”

اعتیاد دیجیتال؛ وقتی‌های که صرفاً مصروفیم!

۵ عصر بود. بسیار وقت بود که باهم سینما نرفته بودیم. دوستم بدون اینکه از من بپرسد که آیا مصروفیتی دیگری دارم یا خیر، خواست با او – برای تماشای فیلم مورد علاقه‌اش – برویم. قبول کردم.

رسیدیم. مسئولین دمِ دروازه، بدون حتا تمایل به اجازه گرفتن، بدن ما گشتند؛ مبادا به قصد انتحاری نیامده باشیم. اینجا کابل است. هیچ‌کس بدون تلاشی نمی‌تواند وارد سینما که چه؛ وارد مکان‌های عمومی شوند. از اینرو اجازه گرفتنِ قبل از تلاشی و معذرت‌خواهیِ بعد از آن، برای آنها از لحاظ زمانی چندان مقرون‌به‌‌صرفه نبود. تلاشی شدیم و رفتیم داخل.

ادامه خواندن “اعتیاد دیجیتال؛ وقتی‌های که صرفاً مصروفیم!”

اگر می‌خواهی کشورت را بشناسی لااقل یک بار ترک‌اش کن!

سفر - اگر می‌خواهی کشورت را بشناسی

این جمله را جایی خواندم و بعداً به‌فکرم رسید که معنای آن فراتر از یک جمله است و ارزش بازتاب دادن را دارد.
از این گفته چیزهای زیادی را می‌توان آموخت؛ از جمله:

ادامه خواندن “اگر می‌خواهی کشورت را بشناسی لااقل یک بار ترک‌اش کن!”

در شبکه‌های اجتماعی همه فالوور اند، اما ادمین‌ها متعهدتر!

راست است که می‌گویند: بسیاری از عادات، رفتارها، توانایی‌ها و ضعف‌های انسان‌ها، تا اینکه در شرایط مناسب قرار نگیرند، به‌صورت دقیق‌ برای شان قابل شناسایی نیستند. اعتیاد به شبکه های اجتماعی نیز چنین است.

اعتیاد به شبکه های اجتماعی؛ جایی‌که در اغلب موارد تولیدکننده‌ها بیشتر از مصرف‌کننده‌ها معتاد است.

مسئله وقتی جدی شد که تصمیم گرفتم استفاده از شبکه‌های اجتماعی – مشخصا فیس‌بوک – را به حداقل برسانم. راهکارهای مختلف را امتحان کردم: از کاستنِ تعداد صفحات لایک‌شده گرفته تا خارج شدن از گروه‌های که معلوم نبود چی وقت عضو شده بودم؛ از اَن‌فریند کردن تعدادی رفقای که نمی‌شناختم تا اَن‌فالو نمودن دوستانی که لازم نبود فالو شوند. اکانت فیس‌بوک جدید تحت نام مستعار برای خود ایجاد کردم، اما بنا به دلایلی مجبور بودم گه‌گاهی به حساب اصلی‌ام هم سری بزنم. ناکارامدی‌ِ هریک از این راهکارها یکی پس از دیگری به‌زودی نمایان شد. در آخر، بعد از تِست اپلیکیشن‌های مختلف، اپ‌بلاک را نصب کردم؛ راهکاری که تا حالا به‌صورت نسبی جواب داده. ادامه خواندن “در شبکه‌های اجتماعی همه فالوور اند، اما ادمین‌ها متعهدتر!”

هر کسی حق دارد جواب دادنِ پیام ما را به تعویق اندازد!

در دنیایی امروز، بیش از چیزی دیگر، لازم است یادگیریم تا پیامی را که جواب دادنش لازم نیست، جواب ندهیم.

و مهمتر از آن، اگر کسی پیام ما را دید و فوراً جواب آنرا نداد، رفتارش را بی‌جنبگی تلقی نکنیم؛ ناراحت نشویم. دیگران هم حق دارند در زندگـی‌شــان اولویت‌های داشته باشند.

این، تنها یک مورد است و مصداق‌های زیادی دارد.

 

مطلب مرتبط: «چگونه «نیازِ در اجتماع بودن» دارد به بیماری «فرار از اجتماع» تبدیل می‌شود؟» در دسته «اجتماعات».