کارمندان رایگان، وفادار و در عین حال مضطرب شرکت‌های بامر

نکته: اگر از شبکه‌های اجتماعی به شکل معتادگونه استفاده نمی‌کنید، خواندن این مطلب توصیه نمی‌شود.

فردی که در حال ترک سیگار است، همراه داشتنِ سیگار چندان به‌نفع‌اش نیست. برای کسی که رژیم گرفته معمولاً توصیه‌ می‌شود تا می‌تواند از نگهداری غذای آماده در یخچال خانگی پرهیز کند. شخصی که می‌خواهد از شبکه‌های اجتماعی، مثل فیس‌بوک و اینستاگرام،‌ کمتر استفاده کند، به‌سودش خواهد بود تا آیکن‌های این اپلیکیشن‌ها را – لااقل – از هوم‌اسکرین موبایل‌ش حذف نماید. برمی‌گریم به این موضوع، حالا اجازه دهید برویم به مطلب اصلی:

از دهه‌های قبل تا حالا، طرح‌های هنری زیادی دیدیم و می‌بینیم که در آن اعتیاد به تلویزیون مورد تقبیح قرار گرفته است و نیز در این اواخر به انبوهی از آرت‌ورک‌های بر‌می‌خورم که نشان می‌دهند چگونه افسار بسیاری از انسان‌های مدرن در دست شبکه‌های اجتماعی‌اند. شاید با کمی  تردید بتوان گفت: بیشتر مردمِ جامعه‌ی رمان‌خوان قبل از دوران تلویزیون و اینترنتْ به این دلیل کتاب می‌خواندند تا اوقات فراغت‌شان را پُر کنند، نه اینکه هدفِ اصلی‌شان از کتابخوانیْ کسب دانش و خلق ارزش بوده باشند.

ادامه خواندن “کارمندان رایگان، وفادار و در عین حال مضطرب شرکت‌های بامر”

شاخص‌های ارزش‌دهی محتوا؛ نکته‌ای درباره متادیتای گمراه‌کننده

اگر کلمات دیتا و مِتادییا برای‌تان ناآشناست، توصیه می‌شود پیش از آغاز به مطالعه این نوشته، مقاله مرتبطْ تحت عنوان «دیتا و متادیتا؛ دو بازیگر اصلی از بازیگران عصر دیجیتال» را مطالعه فرمایید – زمان تخمینی مطالعه: ۳ دقیقه.

در واپسین وهله‌ها، گویی تمام احساسات خاموش می‌شود؛ گوش‌ها هیچ صدای بیرونی را نمی‌شوند؛ چشم‌ها فقط به آنچه مقابل‌شان هستْ خیره می‌مانند؛ ذهن مطلقاً در اختیار داستان و روایت است؛ و در یک کلام تمام توجه متمرکز بر سوژه است. این تجربه را شاید در دیدن یک فیلم، خواندن یک کتاب،‌ گوش دادن به  یک سخنرانی و موارد مشابه تجربه کرده باشید.

ادامه خواندن “شاخص‌های ارزش‌دهی محتوا؛ نکته‌ای درباره متادیتای گمراه‌کننده”