وقتی تصمیم‌های ما هزینه‌ای جبران‌ناپذیری به همراه دارد

هزینه‌های جبران ناپذیر تصمیم‌های اشتباهامیر که کمتر از ده‌ سال داشت، در حالیکه به کاکایش اشاره می‌کرد، به دوستِ هم‌سن‌اش حسن گفت: خوشِش آمد؛ داستانِ‌مه. و ادامه داد: ادامه خواندن “وقتی تصمیم‌های ما هزینه‌ای جبران‌ناپذیری به همراه دارد”

اهمیتِ داشتن مهارت ارتباطی و دو نکته‌ی دیگر

مهارت ارتباطی

نمی‌توانم خودم را قانع کنم تا این واقعیت را با شما شریک نکنم:

در یک گفتگویی دوستانه، من از آدم و عالم و زمین و زمان شکایت داشتم؛ چطور پیشرفت، پویایی و زندگی دارند از جسم نیمه‌جان این کشور رخت می‌بندد – واسطه‌بازی: دستان قدرتمندِ پشت فسادِ نابود‌کننده و عقب‌ماندگی خجالت‌بار! این چیزی‌ست که منجر می‌شود تا استعدادها سرکوب، امیدها ناامید و زندگی فانی شوند؛ واسطه‌بازی!.. خدای من! این تنها چیزی است  که فقط و فقط در این ممکلت – که جز یک چاردیواری خیالی چیزی از آن باقی نیست – با تمام قدرتش خودنمایی می‌کند.

دوستم غفور کرار – او که دوست دارد در آینده در موسسات بین المللی‌ای خارج از کشور کار کند و در این مورد تحقیقاتی نیز داشته‌است، گفت: ادامه خواندن “اهمیتِ داشتن مهارت ارتباطی و دو نکته‌ی دیگر”

مدیریت زمان؛ گویی من همیشه بی‌کارم!

مدیریت زمان

غم‌انگیز است، اما من هیچ وقت موفق نشدم؛ بعد از هر برنامه‌ریزی‌ای، چند روز و یا حداکثر یکی‌دو هفته طول می‌کشد که دوباره نه، بلکه برای بار چنددهم، به آن آدم بی‌برنامه‌ و نامنظمی تبدیل شوم که فعلا هم هستم. اینطور به‌نظر می‌رسد، خودم که هیچ، حتا و اگر عالم و آدم نیز دست‌در‌دستِ هم دهد، هنوز هم قادر به طراحی برنامه‌ای نیست که به زندگی‌ام نظم دهد. گویی، به این دلیل هنوز زنده‌ام، تا کسی در این دنیا باشد که نماد بی‌نظمی و بی‌برنامه‌گی را برای دیگران به تصویر بکشد. غم‌انگیز است، اما تاحال، هرگز موفق به انجامِ مداوم برنامه‌ی نشدم که براساس اولویت‌بندی‌های زندگی‌ِ خود ساخته‌ بودم‌اش. ادامه خواندن “مدیریت زمان؛ گویی من همیشه بی‌کارم!”

چشمان نابینا و دستان نوازشگر

دستان نوازشگر

همین چند وقت پیش در یک خلوت دونفره، همراه با دوستم علی فکور گپ می‌زدیم؛ او به نوشته‌ای در وبسایت شاهین کلانتری اشاره کرد، که حیرت‌ام را بر انگیخت؛ راستش، من بارها برای پیگیری نوشته‌های شاهین به آن وبسایت سر زده بودم، بدون اینکه حتی متوجه عنوان چنین مطلبی شوم؛ مطلبی در زمینه‌ی «کپی رایتینگ» – حوزه‌ای که معلوم شد عاشقش‌ام. ادامه خواندن “چشمان نابینا و دستان نوازشگر”