مدیریت منابع: تامل اندک درباره‌ی موارد برازنده‌ی توجه و چیزهای محکوم به فراموشی

زمان تقریبی مطالعه: ۲ دقیقه.

چند وقتی پیش در بخش پیام اختصاصی متمم جمله‌ی را خواندم؛ هرچند ساختار دقیق جمله یادم نیست، اما به احتمال زیاد، سعی داشت چنین مفهومی را به ما یادآوری کند:

ما انسان‌ها دو چیز را نمی‌بینیم:

چیزی را که اصلا در محیط دید ما نیست و چیزی که دائماً در محوطه‌ی دید ماست.

خواندن نوشته‌ای فوق و اتفاقاتی که در این روزهای اخیر مشاهده کردم، مرا واداشت تا پاراگراف/بند آتی را باهم درمیان بگذاریم. قطعا این مفهوم بدیهی است، با آن هم، شاید یادآوریِ‌اش از بدیهی شدن بیش از حد آن جلوگیری کند.

در بسیاری از مواقع، ما نسبت توانایی‌های بالفعل و ارزش‌های دست‌داشته‌ی خود، دید واقع‌بینانه نداریم (از سطح واقعی آنها پایین‌تر میبینیم). برعکس آن، تعدادی هم هست که به دلیل داشتن غرور کاذب، از ضعف‌های‌شان چشم‌پوشی کرده و توانایی‌های‌شان را بیش از اندازه بالا پنداشته و آسیب‌ناپذیر می‌بینند. البته این دو ویژگی، به صورت موردی، ممکن در یک شخص نیز مشاهده شود.

به عنوان مثال و با توجه به مورد اول، ساختن دوستان تازه و خلق ارزش‌های مشابه آن کارهای ارزشمندی است؛ اما، پرداختن بیش از حد به این موارد ممکن منجر به دیده نشدن و فراموشی ارزش‌های موجود شده و سبب شود که تکامل و پویایی نداشته باشیم؛ بلکه در میانه‌ای از بدست آوردن و از دست دادن، فقط ایستایی/سکون تجربه کنیم.

با وجود این، نوشته‌ی سِت‌ گادین بُعد دیگری مسئله را در بخش متفاوت‌تر به ما یاد آوری می‌کند؛ او در بخش از یکی از نوشته هایش در باره‌ی ایده‌های قدیمی و تازه چنین اشاره می‌نماید.(+)

قسمت دشوارِ مسئله یافتن ایده‌های جدید نیست، بلکه از دست دادن دلبستگی به ایده‌های قدیمی است.

وی تاکید می‌کند که برای یک شروع قوی و موثر، شاید لازم باشد در نخست – به منظور فراموشی ایده‌های قدیمی – آنها را نابود کنیم.

هرچند اینجا – برای فراموشی ایده‌ای کهنه و فرسوده – بیم و امید بیشتر دخالت دارند؛ با آن هم، به احتمال ضعیف شاید بتوان این گفته را به عنوانی مصداقی از مورد دوم نیز پذیرفت.

در اخیر باید گفت: اینکه بفهمیم چه‌چیزی برای حفظ، نگهداشتن و توجه دایمی یا مقطعی است و چه‌چیزی برای فراموشی – لااقل در برخی موارد – کار آسانی نیست.

پی‌نوشت: همانطوری که دوستانی ما می‌دانند، از خواندن و نوشتنِ چند پاراگراف – شبیه نوشته‌ی بالا – نمی‌توان نتیجه‌گیری کرده و دست‌به‌کار شد، بلکه این طور نوشته‌ها ممکن بتوانند به عنوان چاشنی اندیشیدن عمل کنند و ما را برای مطالعه‌ی بیشتر تشویق کنند.

2
0

کامنتتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما محفوظ است. فیلد‌های که خانه‌پری آن الزامی است، علامتگذاری شده اند. *