من به گفته‌ی تو باور دارم،‌ اما به هیچ عنوان تسلیم نمی‌شوم

هرازچندگاهی پیش می‌آید با دوستان‌مان – که در محیط کوچک‌تر زندگی می‌کنیم – روی مسائل به‌ظاهر کوچک، اما مهمِ اخلاقی – رفتاری، به بحث و گفتگو می‌پردازیم.

اکثر اوقات، بحث‌ها زود به سرانجام نمی‌رسد و زمان‌بر می‌شود. در بسیاری مواقع، گفتگو به نتیجه‌ی مطلوب نمی‌انجامد و اندکی مواردی‌ست که طرف‌های گفتگو استدلال‌های منطقی یکدیگر را با کمال میل می‌پذیرند و از همدیگر سپاسگزاری می‌کنند.

ادامه خواندن “من به گفته‌ی تو باور دارم،‌ اما به هیچ عنوان تسلیم نمی‌شوم”

زندگی بازاری هست ۷/۲۴، و ما هم تمام‌وقت در حال خرید و فروش!

زندگی بازاری ۲۴/۷
گویی، ما برای تجارت کردن خلق شدیم – همیشه داریم چیزی را می‌فروشیم و چیزی بدست می‌آوریم.

بگذریم از اینکه:

– بعضی‌ها پول برای خرید اشیا می‌آورند، برخی‌ها اشیا را برای خرید پول؛
– تعدادی زر برای خرید موقف اجتماعی بالاتر پیشکش می‌کنند، تعدادی موقف اجتماعی بالاتر برای خرید زر؛
– عده‌ی ریسک می‌کنند و از روی مجبوریت و شاید هم ندانستگی آبروی خویش را به میدان تبادله می‌آورند، عده‌ی هم مهارت‌های اجتماعی و توانایی‌های مرتبط را برای خرید – بهتر بگویم حفظِ – آبروی از دست رفته؛
– تعدادی تهدید و پرخاشِ توام با دروغ برای فروش دارند، عده‌ی هم ناز و کرشمه؛
– بعضی‌ها از روی بیچارگی عزتِ‌نفس خویش را می‌فروشند، برخی‌ها هم شاید از روی حماقت ارزش‌های دوستی و رفاقت را،
…. بگذریم! از این دست معامله‌ها زیاد است!

ادامه خواندن “زندگی بازاری هست ۷/۲۴، و ما هم تمام‌وقت در حال خرید و فروش!”

فقط به کاربر توجه کنید، همه‌چیز درست می‌شوند

کار برای بهبود زندگی دیگران
بسیاری از کسب و کارهای موفق امروز، در نخست ایده‌ای بوده‌است؛ ایده‌ای که صاحبانش، فراتر از کسب درآمد، «باور» به موثریت آن، در جهت بهبود وضعیت موجود و یا به خلق سهولت تازه، در زندگیِ مردم داشتند.

سال‌ها پیش، بخشی از صفحه درباره گوگل را، که در رابطه به اصول بنیادی‌ فعالیت‌اش نوشته بود، خواندم. دقیق یادم نیست، بنظرم حدود ۱۳ اصل بود و با مقدمه‌ی شروع می‌شد که قسمتی آن چنین نوشته بود*: «اصولی که به آنها باورمندیم و هرازچندگاهی برمی‌گردیم اینجا و می‌بینیم که آیا اعتقادِ ما پابرجاست و هنوز مطابق آن عمل می‌کنیم یا بی‌راهه رفته‌ایم.»

ادامه خواندن “فقط به کاربر توجه کنید، همه‌چیز درست می‌شوند”

دیتا و متادیتا؛ دو بازیگر اصلی از بازیگران عصر دیجیتال

بازی دیتا و متادیتا
کاربران بیشتر به دیتاها توجه نشان می‌دهند و کسب و کارها به متادیتاها.

نوشته، عکس، ویدیو، احساس، رویداد، خاطره، و … مواردی است که ما، معمولا به صورت روزانه، در شبکه‌های اجتماعی اشتراک‌گذاری می‌کنیم – یا لااقل مشاهده می‌نماییم – و معمولا در مواجهه با آنها، عکس‌العمل نشان میدهیم.

سوال در باره‌ی نحوه‌ی ترتیب پُست‌ها در تایم‌لاینِ پروفایل شخصی، صفحه و یا گروه در شبکه‌های اجتماعی، ممکن مخاطب را متعجب و یا و در مواردی ناراحت کند. زیرا پاسخ سوال در خود سوال موجود است: بر اساس زمان و معمولا از تازه به سابقه.

ادامه خواندن “دیتا و متادیتا؛ دو بازیگر اصلی از بازیگران عصر دیجیتال”

چگونه «نیازِ در اجتماع بودن» دارد به بیماری «فرار از اجتماع» تبدیل می‌شود؟

فرار از اجتماع - مدیریت توجه
گذر زمان باعث شد که بسیاری از مردم «در اجتماع بودن»را به عنوان یک نیاز نبینند، بلکه یافتن راهی «فرار از اجتماع» را چیزی ارزشمند بدانند و مشتاقانه در پی‌ یافتن‌اش باشند.

در گذشته‌های دور، شاید زمانی بوده است که تنهایی و سکوت بیماری بود و بیشتر مردم دنبال کسی می‌گشتند، تا با لحظه‌ی صحبت کردن، از خفقان سکوت و تنهایی فرار کرده و لحظه‌ای را در آرامش عمیق و لذت‌بخش یک گفتگوی دونفره یا چند‌نفره فرو روند. این مشغله برای آنها برعلاوه خلق یک سرگرمی،  نیاز فطری «در اجتماع بودنِ شان»  را ارضا می‌کرد.

ادامه خواندن “چگونه «نیازِ در اجتماع بودن» دارد به بیماری «فرار از اجتماع» تبدیل می‌شود؟”

فضیلت‌های که از بی‌توجهی ما به حاشیه رانده می‌شوند و حاشیه‌های که برجسته می‌گردند

کسب و کارهای جوان نیازمند تلاش مداوم برای رشد و تعالی است
بسیاری از ایده‌های ناب و کسب و کارهای جوان بودند که به دلیل از دست دادن انگیزه نابود شدند. اما بودند و هستند انسان‌های که برای رسیدن به اهدافِ‌شان، کمبود انگیزه را با تلاش هوشمندانه و خستگی‌ناپذیر جبران می‌کنند.

با فرض افتادن بلندگو از دست سخنران حین حرف زدن، تلفظ اشتباه یک واژه، وقت کم آرودن و یا وقت زیاد آوردن در یک سخنرانی، مواردی است که اکثریت مردم در محافل به حافظه می‌سپارند، شاخ‌و‌برگ می‌دهند و همگانی می‌نمایند. مغزهای ما به شکل حیرت‌آور شیفته‌ی واقف‌شدن از رویدادهای این‌چنینی است؛ رویداد‌های که نیاز به تفکر و تحلیل ندارد، از لحاظ مفهومی ثقیل نیست، اما جذاب و گیرا است.

ادامه خواندن “فضیلت‌های که از بی‌توجهی ما به حاشیه رانده می‌شوند و حاشیه‌های که برجسته می‌گردند”

پول و موقف اجتماعی؛ دین و پیشوایان تازه و عوامل بزرگ خطای شناختی

در دام فیلترهای چون پول و موقف اجتماعی گرفتار نشویم
عواملی زیادی است که باعث می‌شود تا افراد را به درستی نشناسیم و به تعقیب آن، در صورت لزوم، دقیقا تجزیه و تحلیل نتوانیم – عدم شناخت دقیق افراد نهایتا به زیان خودِما تمام می شود. باید گفته شود که نقش پول و موقف اجتماعی در این امر برجسته‌تر از همیشه است، این دو مورد مصداق‌های مهمی از خطای شناختی به حساب می‌آید.

به گفته‌ای یووال نوح هراری، نویسنده‌ای کتاب انسان خردمند، پول خدای هست که تعداد پیروانش، به طرز شگفت‌انگیزی، از هر دینی دیگر زیاد شده است. در عینِ‌حال، وفاداری این پیروان بی‌سابقه است.

هر دینی، مبلغین و مبشرین خودش را دارد، تا آن دین را تبلیغ کرده و به طرفدارانش بیافزاید. پیروان قدیمی را حفظ کند، و در نهایت فرهنگ و تاریخ خلق نماید. در مقابل، عامه‌ای مردم به علما و مبلغین دینی احترام ویژه‌ای دارند و جایگاهی بالاتری را در جامعه برای‌شان قایل اند – این قانون را تقریبا پیروان همه‌ی ادیان، با تفاوت‌های جزئی مراعات می‌کند و همین‌طور ادامه خواهد داشت.

ادامه خواندن “پول و موقف اجتماعی؛ دین و پیشوایان تازه و عوامل بزرگ خطای شناختی”