باتلاق سیستم‌های فاسد؛ زمانِ حالِ خوب برای عده‌ای و آینده‌ مرگبار برای همه

فرار باتلاق سیستم‌های فاسد

صبحی قشنگی بود، بُرس‌دندان/مسواک را از مجموعه‌ای لوازم بهداشتی، که به طرزِ شگفت‌انگیزی پاک و به شکل ظریفی مرتب چیده شده بود، براداشتم. بعد از مسواک کردن داندان‌هایم بر گشتم به اتاق. در فاصله‌ای زمانی تا آماده شدن صبحانه، تیترهای مجله‌ای صبحگاهی دو روزنامه‌ای معتبر و پرطرفدار ملی را یکی پس دیگری مرور کرده و مطالبی مرتبط با کار و علاقه‌ام را به صورت مفصل و با تمرکز خواندم. بعد از صرف صبحانه به سمتِ محل کار می‌رفتم – فضای شهر به طرزِ بی‌سابقه‌ای خوش‌آیند بود؛ سرزندگی همه‌جا خودنمایی می‌کرد. حس همدلی و کمک از رخسار هر باشنده‌ای این شهر می‌درخشید. گویا همه‌چیز برعکس/وارونه شده بود.

ادامه خواندن “باتلاق سیستم‌های فاسد؛ زمانِ حالِ خوب برای عده‌ای و آینده‌ مرگبار برای همه”

دو درس از یک خاطره‌ای قدیمی؛ مشاهده‌ای اوج تمرکز و نهایت نابینایی

اوج تمرکز
انسان تحت شرایط خاص می‌تواند به اندازه‌ای عمیق تمرکز کند که جیزی دیگری جز حرف مورد نظر نشنود و چشم‌اش چیزی جز نقطه تمرکز نبیند.

هر یک از ما خاطراتی داریم – چی تلخ، چی شیرین و چی فارغ از جنبه‌های احساسی – که دوست داریم با دوستان‌مان شریک کنیم: خاطراتی که نشان می‌دهد کی بودیم، کجا بودیم، تحت چی شرایطی قرار گرفته و زندگی کرده‌ایم و شاید هم خاطراتی که چندان معنای خاصی ندارد و ذکر آن فقط جنبه‌ای ساعت‌تیری/سرگرمی دارد و در بسیاری از موارد، به‌جایی اینکه سرگرمِ‌مان کند، خسته‌کن واقع می‌شود. متاسفانه، زیادترین خاطرات من از دسته‌ای آخری هست. به خاطر آپدیت‌شدنِ وب‌سایت، مجبورم گه‌گاهی از آنها نقل کنم.

ادامه خواندن “دو درس از یک خاطره‌ای قدیمی؛ مشاهده‌ای اوج تمرکز و نهایت نابینایی”

سپاسگزاری از یک دوست و کمی درباره‌ای راه اندازی بلاگ

سپاسگزاری از دوستم اسحاق خدایار
من (راست) و خدایار (چپ) خزان ۱۳۹۶، کابل |  عکس از: سجاد شریفی

در باره اولین نوشته‌ی وبلاگ اینجا بخوانید.

اسحاق خدایار دوست من، که حدود چهار سال پیش با هم آشنا شدیم؛ دوستِ که در خیلی از صفات، کم‌نظیر و در تعدادی از ویژگی‌ها بی‌نظیر است. من مانند هرکسی دیگر، دوستانی زیادی دارم که دوستِ‌شان دارم و معدودی است که بر علاوه‌ای دوست داشتن، به داشتنِ‌شان افتخار می‌کنیم که بی‌تردید، خدایار یکی از آنهاست. اگر فرصت شد از تک‌تکِ‌شان قدردانی خواهم کرد.

در کنار سایر دوستانم که رو‌به‌رو به نسبتِ راه‌انداری وبسایت به من تبریک گفتند، خدایار در تایم‌لاین فیسبوک‌اش به من تبریک گفت و فرصتی و یا به عبارتی، بهانه‌ای دستم داد، تا در مورد ثبت این وب‌سایت چیزی بنویسم؛ اما قبل از آن:

ادامه خواندن “سپاسگزاری از یک دوست و کمی درباره‌ای راه اندازی بلاگ”

استریوتایپ؛ بیماری دیگر با شیوع سرطانی

استریوتایپ
استریوتایپ؛ طرز تفکر دیگری که به شکل سرطانی‌اش در کشور ما شیوع پیدا کرده و همچنان در حال گسترش است.

من آن کارمند اداری‌ام که سال‌ها پیش یکجا با دوستانم در اداره‌ای، کار می‌کردیم؛ کسانی بودند که اول با من ناآشنا و بعدا همکار و رفته‌رفته برای‌هم دوست‌های خوبی شدیم. یادم می‌آید یکی از آن‌ها، کمی دیرتر به ما پیوستند. دوستان جدید، به اضافه‌ای دوستان قبلی‌ام، یکی از معدود سرمایه‌های است که داشتن‌شان باعث افتخار من است.
حالا که فرصت رو کرده، بگذارید داستان آن دوست آخری را برای تان بازگو کنم:

ادامه خواندن “استریوتایپ؛ بیماری دیگر با شیوع سرطانی”

مبارزه با اهمال‌کاری؛ آغاز کردن است که در نهایت از ما انسانی متکامل‌تر و متعالی‌تر می‌سازد.

آغاز کردن
آغاز کردن است که ما را در مسیر تکامل قرار می‌دهد و از ما آن انسانی را می‌سازد که می‌خواهیم باشیم.

کمابیش، همه‌ای ما تجربه‌ی به تعویق انداختنِ راه‌اندازی یک کسب و کار و پذیرفتن مسئولیتی را داشته ‌ایم و در مقیاس کوچک‌تر افسوسِ عدم پیشبرد برنامه‌ها و یا انجام فعالیت‌های کوتاه‌مدت، برای توسعه‌ای دانش و مهارت خودِ‌مان را خورده‌ایم.

هریکی از ما، برای توجیه تصمیم خود، دلیلی – در خیلی مواقع بهانه‌ای – می‌آوریم. در این میان، به نظر می‌رسد کمال‌گرایی (انتظارِ رسیدن به شرایط مطلوب) یکی از معدود دلایلی است که تقریبا همه‌ای ما انسان‌ها در آن اشتراک داریم:

ادامه خواندن “مبارزه با اهمال‌کاری؛ آغاز کردن است که در نهایت از ما انسانی متکامل‌تر و متعالی‌تر می‌سازد.”

به اولین نوشته‌ی وب‌سایت خوش آمدید!

اولین نوشته وبلاگ رحمت الله علامه
به اولین نوشته‌ی بلاگ خوش آمدید – امیدوارم از کنارِهم بودن در اینجا لذت ببریم.

ما انسان‌ها همیشه در حال خلق و انبار کردن دیتا هستیم. تجربه‌های مستقیم ما در زندگی – چیزهای را که می‌بینیم، می‌شنویم و حس می‌کنیم، و معلومات که از طریق مطالعه‌ی نوشته‌ها و مشاهده‌ی نمایش‌ها، فیلم‌ها و سایر منابع به صورت غیر مستقیم بدست‌ می‌آوریم، به عنوان مواد نخستین برای خلق دانش عمل می‌کند.

ادامه خواندن “به اولین نوشته‌ی وب‌سایت خوش آمدید!”