سپاسگزاری از یک دوست و کمی درباره‌ای راه اندازی بلاگ

تخمین زمان مطالعه: ۳ دقیقه.
سپاسگزاری از دوستم اسحاق خدایار
من (راست) و خدایار (چپ) خزان ۱۳۹۶، کابل |  عکس از: سجاد شریفی

در باره اولین نوشته‌ی وبلاگ اینجا بخوانید.

اسحاق خدایار دوست من، که حدود چهار سال پیش با هم آشنا شدیم؛ دوستِ که در خیلی از صفات، کم‌نظیر و در تعدادی از ویژگی‌ها بی‌نظیر است. من مانند هرکسی دیگر، دوستانی زیادی دارم که دوستِ‌شان دارم و معدودی است که بر علاوه‌ای دوست داشتن، به داشتنِ‌شان افتخار می‌کنیم که بی‌تردید، خدایار یکی از آنهاست. اگر فرصت شد از تک‌تکِ‌شان قدردانی خواهم کرد.

در کنار سایر دوستانم که رو‌به‌رو به نسبتِ راه‌انداری وبسایت به من تبریک گفتند، خدایار در تایم‌لاین فیسبوک‌اش به من تبریک گفت و فرصتی و یا به عبارتی، بهانه‌ای دستم داد، تا در مورد ثبت این وب‌سایت چیزی بنویسم؛ اما قبل از آن:

توسعه‌ای ابزارهای دیجیتال و به همراهِ آن فراگیر شدن اینترنت – به جمله‌ای عام‌تر؛ فضایی آنلاین، سبب شد ما از هروقتِ دیگر به هم نزدیک‌تر باشیم و برای خود و دیگران بنویسیم و نوشته‌های همدیگر را بخوانیم. دوستانی زیادی بودند که خواسته یا ناخواسته به همدیگر و من یاد دادند تا بتوانم دو کلمه را سرهم کنم، و از خواندن نوشته‌های دوستانم بود که فهمیدم، تا چی اندازه اشتباه می‌نویسم – البته اگر بتوان این «دو کلمه سرِهم کردن» را نوشتن خواند. همان‌طوریکه معلوم است، در کنار سایر روندها، این روندِ اشتباه کردن و یاد گرفتن برای همه‌ای ما همچنان ادامه خواهد داشت.

و اما، برگردیم روی موضوع اصلی: چرا این بلاگ را راه‌انداختم؟

با اینکه، فیسبوک فضای را برای نوشتن آماده کرده‌است، اما این فضا بیشتر برای تبریک گفتنِ تولدها، تسلیت گفتن درگذشت‌ها، اشتراک‌گذاری رستورانت‌‌ رفتن‌ها و تفریحات و موارد مشابه است – این را من نگفتم، فیسبوک گفته‌است.

از این‌رو، برآن شدم تا جایی دیگری برای افتادن‌ها و برخواستن‌ها و تمرین انتخاب کنم – جایی مستقلی که بتوان اشتباه کرد و در نتیجه‌ای آن یادگرفت، در کنار اینکه آخرین سعی‌مان را کنیم که نیفتیم و اشتباه نکنیم.

فکر کنم زیاد از اشتباه کردن گفتم. شاید فکر می‌کنید مسئولیت چیزی را که می‌نویسم از دوش خود بردارم؟ نه، قطعا این طور نیست. بلکه یکی از دلایل که این وبسایت را به نام خودم ثبت کردم این بود که به یادم باشد اینجا چی می‌نویسم.

به این دلیل زیاد از اشتباه کردن گفتم، چون اشتباه کردن در ذاتِ ما انسان‌هاست؛ اشتباه می‌کنیم چون تنبل هستیم. تنبل‌تر از آنی که بتوانیم لحظه‌ای حتی روی موضوعات مهم زندگی فکر کنیم. اما خبر خوب این است که همیشه به سمت کامل شدن روان هستیم، هرچند هیچ وقت کامل نخواهیم شد.

بعد از این مقدمه، باید بگویم که: به نظر من، هر وبسایت شخصی می‌تواند یکی از مکان‌ها و مسیر‌های به سمت متکامل‌شدن باشد؛ مسیری که هیچ وقت به انتهایش نمی‌رسد – این وب‌سایت هم یکی از آنهاست.

11
0

8 کامنت برای “سپاسگزاری از یک دوست و کمی درباره‌ای راه اندازی بلاگ”

  1. سلام و درود از شمال غرب ایران
    رحمت جان
    خیلی مشعوف شدم که وبلاگ و نوشته های تو را هم در میان وبلاگ های دوستان نویسنده ببینم. هنوز شیرینی سخنرانی عالی تو در همایش زیر دندانم است.
    آدرس فید وبلاگت را در وبلاگم قرار دادم.

    امیدوارم همواره برایمان بنویسی.

    با مهر
    یاور

    1
    1. ممنونم یاور.
      از شرینی سخنرانی من نگو. زیرا آن گرایی را تو با نحوه‌ی سخنرانی‌ات خلق کردی و ما لذت بردیم.
      سپاسگزارم یاور، که من را – با اینکه هنوز نمی‌توانم نامم را درست بنویسم – در جمع دوستان نویسنده اضافه کردی.

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *