یکی از مهمترین ویژگی‌های افراد و کسب و کارهای موفق

زمان تقریبی مطالعه: ۳ دقیقه.
کار برای بهبود زندگی دیگران
بسیاری از کسب و کارهای موفق امروز، در نخست ایده‌ای بوده‌است؛ ایده‌ای که صاحبانش، فراتر از کسب درآمد، «باور» به موثریت آن، در جهت بهبود وضعیت موجود و یا به خلق سهولت تازه، در زندگیِ مردم داشتند.

سال‌ها پیش، بخشی از صفحه درباره گوگل را، که در رابطه به اصول بنیادی‌ فعالیت‌اش نوشته بود، خواندم. دقیق یادم نیست، بنظرم حدود ۱۳ اصل بود و با مقدمه‌ی شروع می‌شد که قسمتی آن چنین نوشته بود*: «اصولی که به آنها باورمندیم و هرازچندگاهی برمی‌گردیم اینجا و می‌بینیم که آیا اعتقادِ ما پابرجاست و هنوز مطابق آن عمل می‌کنیم یا بی‌راهه رفته‌ایم.»

گوگل یکی از اصول‌اش را – شاید با ادبیات متفاوت‌تر – با این مفهوم نوشته بود: «فعالیت‌ها و خدمات ما کاربر محور است و باورمندیم اگر به کاربر و نیازهایش توجه کنیم، موارد دیگر حل شده است». از آن زمان سال‌ها گذشته است،  من هم برگه‌ای درباره کسب و کارها و افرادی زیادی را خوانده‌ام.

با این کار و تحت تاثیر سخنرانی سایمن سینک (Simon Sinek)، به این نتیجه رسیده‌ام که اغلب شرکت‌ها و افرادی موفق یک ویژگی مشترک دارند: آنها به اثرات مثبت و سودبخشیِ کاری که می‌کنند، باور دارند. این باورمندی را به کاربران و مشتریانش یادآوری می‌کنند و در عمل هم به اثبات می‌رسانند. به گفته‌ی سایمن سینک، اپل به نوآور بودن و کیفیتِ بالای محصولاتش باورمند است، همانطوریکه مارتین لوترکینگ به آوردن آزادی و کار باورمند بود و این باورمندی مارتین عامل اصلی حضور ۲۵۰هزار تن شد که در سخنرانی او تحت عنوان «رؤیایی دارم» گردهم آمده بودند. از اینروست که اپل با برچسب نوآور بودن و طراحی زیبا شناخته می‌شود و مارتین لوترکینگ با  تگ رهبر آزادی‌بخش.

باورمندی به بهبود وضعیت موجود، در نتیجه‌ای عرضه‌ی خدمات ما هست، که فانوس روشنگرِ راه و صدای الهام‌بخشی از آینده‌ست؛ فانوسی که برای ما آینده‌ی مبهم را واضح‌تر و  صدایی که انگیزه‌ی کار را در اوج خستگی به ارمغان می‌آورد.

اعتقاد به سودمندی کار و ارائه  نتایج محسوس و تاثیرگذار فعالیت‌های ماست که مسبب تجربه‌ی خوب و احساس عالی برای کاربر، بعد از  مشاهده‌ توسعه‌ی فردی و بهتر شدن ملموس زندگی او، می‌باشد.

تلاش برای بهبود زندگی خود و دیگران
بنظر می‌رسد، به هراندازه‌ی که فعالیتِ ما گستره‌ی وسیع‌تر را جهت بهبود وضعیت موجود پوشش دهد، آینده‌ی با ثبات‌تر و روشن‌تر در انتظار ما خواهد بود.

به احتمال نزدیک به اطمنان می‌توان گفت: افرادی بودند و هستند که با باورمندی به موثر بودن فعالیت‌ِشان، اهدافی را جهت تحول و بهبود در وضعیت موجود نوشتند و کسب و کاری را راه انداخته اند؛ کسانی بودند که خوانده‌اند و نتیجه‌ای مطالعه‌اش را فقط برای توسعه‌ی فردی خود نوشته‌اند. خواسته یا نخواستته، این کارش منجر به متحول شدنِ زندگی انسان‌های اطراف او نیز شده‌اند؛ اشخاصی بودند و هستند که با داشتن باورمندی با توصیف بالا، کارش را به تفریح تبدیل نموده و پیشرفت کرده‌اند، و نیز بودند افرادی که با تقلید کورکورانه، تفریح‌اش را، با هدف سودآوری مالی، به کار تبدیل کرده‌اند و بعدا با ناباوری تمام متوجه شده‌اند، کاری سودمندی نکرده‌است که هیچ، بلکه تفریح‌اش را نیز ملال‌آور شده است.

پی‌نوشت‌ها:

*سعی کردم صفحه مربوط را پیدا کرده و به آن ارجاع دهم، متاسفانه جست‌وجویم به نتیجه‌ی مطلوب منتهی نشد. با آن‌هم آخرین تلاشم را جهت حفظ ادبیات و مفهوم به خرج دادم.

– توصیه‌ام این است اگر فرصت داشتید به سنخنرانی سایمن سینک، تحت عنوان «How great leaders inspire action» گوش دهید، بظرم مفید خواهد بود.

– این نوشته مثل بسیاری از نوشته‌های این وبسایت، محصول ترکیب دانش (شاید اشتباه) و تجربه (ممکن به‌درد‌نخور) می‌باشد، که دوست دارد  با کامنت‌های شما از اشتباهی‌اش کاسته و به به‌دردبخوری‌اش افزوده شود.

1
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *