مهارت کار عمیق

مهارت کار عمیق، تصویر اصلی

💡 کارِ عمیق از آن دسته مهارت‌های کمیابی است که بعد از فراگیر شدن وسایل دیجیتل و امکاناتِ شبکه‌یی برجسته‌ شده. این روزها کمتر کسی توانایی کار عمیق را دارد و کسانی هم که واقعاً دارند، متفاوت‌تر ، موفق‌تر و شادتر از دیگران‌اند. در ادامه‌ی این مقاله، نقشه‌راهی یادگیری این مهارت را آورده‌ام.

کارل یونگ از متفکران برجسته‌ی قرن بیستم بود. یونگ یک بار هند رفت و چیزی در آنجا توجه‌اش را جلب کرد؛ اتاق‌های مدیتیشن که به خانه‌ها الحاق شده بود. یونگ، به فکرش رسید که چنین اتاقی بهترین جای برای تعمق و ژرف‌اندیشی است؛ و مکانی خاص برای داشتنِ تمرکز. او پس از بازگشت از هند، برای خود چنین اتاقی ساخت.

او درباره این اتاق می‌گوید: «در اتاق خلوت خود من تنها هستم. کلید‌ها همراهم هست. هیچ کسی اجازه حضور در آنجا را ندارد، مگر اینکه اجازه‌ی من را گرفته باشد».

تمرکز و کار عمیق نه تنها برای یونگ، بلکه یکی از ویژگی‌های مشترک اکثر انسان‌های تأثیرگذار در تاریخ بوده است. آنچه درباره‌ی یونگ گفته شد برگرفته از کتاب کار عمیق است. این کتاب را کَل نیوپورت در سال ۲۰۱۶ نوشته. منبع اصلی بخش زیادی این مقاله نیز از همین کتاب است.

نه‌تنها یونگ، بلکه بسیاری از برزگانی دیگر، که برای بشریت کارهای ارزشمندی از خود به‌جا گذاشته‌اند، انتروال‌های زمانی مشخصی را برای تعمق و فکر کردن اختصاص می‌دادند.

در این بازه‌های زمانی، به دور و فارغ از عواملِ حواس‌پرتی و با تمرکز فوق‌العاده، فعالیت‌های را که آنها انجام می‌دادند، از نظر نیوپورت، کار عمیق نام گرفته است.

مهارت کار عمیق برای اهداف کلان زندگی

💡 داشتن فضای عاری از هرگونه حواس‌پرتی و پرورش ویژگی کار عمیق، یکی از ضروریات اساسی برای خلق آثار چشم‌گیر و ماندگار و فعالیت‌های کارامد در این جهان است.

فهرست موضوعات

برای سهولت در دسترسی سریع به عناوین نوشته‌ها، فهرست موضوعات در نظر گرفته شده است. روی عنوان موردنظرتان کلیک کنید:

مقدمه/چیست؟

مطالعه مطالب ذیل کمک می‌کند تا برداشت‌تان نسبت به مفهوم کار عمیق افزایش یابد. می‌توانید مستقیم به بخش دوم بروید؛ ولی پیشنهاد ما اینست که این بخش را حداقل یک‌بار مرور کنید.

یادگیری/چگونه؟

«سریع یاد بگیرید، سریع کار کنید!» اما چگونه؟ آنچه در ادامه‌ی این بخش می‌خوانید جواب همین سوال است.


چرا کار عمیق؟

«کارهای که ماشین‌ها یاد می‌گیرند.» کتاب کار عمیق توضیح می‌دهد که در دنیای امروز دو نوع کار داریم: ۱. کارهای عمیق؛ و ۲. کارهای سطحی.

اکثر کارمندان کارهای را انجام می‌دهند که می‌شود به ماشین‌ها یاد داد؛ و یا به بسیار سادگی و در زمان اندک آن را به یک آدم معمولیِ دیگر آموزش داد. این یعنی کسانی که کارهای سطحی می‌کنند، بیم از دست دادنِ کارشان همیشه وجود دارد.

فقط کافی است کارمندی پیدا شود که همان کارِ فعلی را با معاش و امتیازاتِ کمتر نسبت به کارمند برحال انجام دهد. در چنین حالتی، چرا شرکت به فکر استخدامِ کارمند جدید نیفتد؟

مهارت کار عمیق عامل ایجاد فرصت

از طرف دیگر، وسایل دیجیتال و ابزارهای شبکه‌یی توجهِ آدم‌ها را به شکل غریبی شکار کرده است. این عوامل باعث شده‌اند که خیلی‌ها پشتکار و حوصله‌ی انجام کار عمیق را نداشته باشند؛ تهدید سطحی شدن.

اینکه خیلِ عظیمی از آدم‌ها به آدم‌های شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند، سطحی فکر می‌کنند و کارهای سطحی انجام می‌دهند، برای خودشان و همه یک تهدید است. ولی هر تهدیدی فرصتی هم به‌همراه دارد؛ فرصتِ کار عمیق. اینجاست که کار عمیق ارزش پیدا می‌کند.

مهارت کار عمیق برای ایجاد تمایز

همیشه عده‌ی (شاید خیلی کمِ) از آدم‌ها وجود دارد که توجه‌شان را از شکار ابزارهای شکارِ توجه در امان نگهداشته‌اند و آنرا هدفمندانه در مسیری بهتری استفاده می‌کنند.

کار عمیق ضرورت به توجهِ عمیق دارد و آن، اندک آدم‌های که این نقطه‌ی قوت را دارند، فرصت‌های شگفت‌انگیزی پیشروی شان قرار می‌گیرد.

بیشتر بخوانید

کار عمیق به زندگی معنا می‌دهد

کار عمیق ممکن از این «انجام شدهای کارهای سطحی نباشد» ولی چیزی است که به زندگی معنا می‌دهد. به ما این توانایی را می‌بخشد تا فواصل دوتر را ببینیم و برای رسیدن به آن پلانگذاری کنیم، کار کنیم و برسیم.

کارهای سطحی لذت‌های لحظه‌یی دارد. این لذت‌ها در عرض چند ثانیه تولید و در همان مدت‌زمان ناپدید می‌شود؛ مثل لایک کردن یک عکس یا نوشتن یک کمنت (نظر) در اینستاگرام.

درحالی‌که ارزش‌ها و لذت‌های کار عمیق در زندگی ما ماندگار می‌شوند. کی داند، شاید بتوان با کار عمیق برای خود زندگی دیگران را نیز دچار تحول کرد؛ من که می‌گویم قطعاً می‌توان. چی کار بهتر از بهتر ساختنِ محیط.

مهارت کار عمیق برای معنا بخشیدن به زندگی

کسانی که در کارهای‌شان از نهایتِ قدرتِ ذهنی‌شان بهره می‌برند، شادترند، از زندگی راضی‌تر؛ و این خوشحالی و رضایت حتی از زمان تفریح شان نیز بیشتر است.

حضرت علی گفته: بزرگترین تفریح کار است. منظورشان یقیناً از لایک زدن در شبکه‌های اجتماعی نبوده است. شاید کار عمیق بوده.

بیشتر بخوانید

کار عمیق به عنوان سپر دفاعی

کار عمیق به عنوان یک «سپرِ دفاعی»، به شکل یک «فایروال» در مقابل افکار مزاحم و عوامل اضطراب آور عمل می‌کند. استرس را کاهش می‌دهد و از روان ما محافظت می‌کند.

💡 کار عمیق، ار طریق متمرکز ساختنِ فکر، توجه و عملِ ما روی ارزش‌های بلند زندگی، ما را خوشحال‌تر می‌کند.

مهارت کار عمیق برای سلامت روانی

درحالی‌که کارهای سطحی و یا بیکاری‌های بیش از حد زیاد باعث می‌شود بیشتر از پیش به مشکلات فکر کنیم و به تعقیبِ آن، ناراحتی‌های زیادی بیاید سراغ‌مان. خود را بی‌معنا بیابیم و اضطراب انداندکِ نفوذ کند به ذره‌ذره‌ی وجودِ ما.

بیشتر بخوانید

دیر ولی ارزشمند؛ نتایج کار عمیق

لایک شد! اینباکس ایمیل چک شد! کمنت داده شد! اخبار خوانده شد! همه‌ی اینها مثل تیک زدن یک چِک‌لیست می‌ماند. کار زود انجام می‌شود و اینطور به نظر می‌رسد که ما دست‌آوردی داشته‌ایم ولی در واقع، این یک فریبی بیش نیست.

پنج دقیقه فکر کنیم: از هزاران لایکی که در شبکه‌های اجتماعی انجام داده‌ایم، چی دست‌آوردی برای ما به ارمغان آورده؟

نتیجه کار عمیق دیر است ولی ارزشمند

کار عمیق چیزی از جنسِ این تیک‌شدن‌ها نیست. این فعالیت روی اهداف بلندمدت و براساس یک پلان از پیش‌آماده‌شده انجام می‌شود. در مسیر تطبیق این پلان، آدم در لحظه‌لحظه‌ی فعالیت لذت می‌برد. بعد از ختم پلان، و شاید هم سال‌ها بعد، از مرور آن خاطرات و از نگاه‌کردن به آن دست‌آورد افتخار می‌کند.

ارزش‌های کار عمیق به این چند عنوان محدود نمی‌شود، شما هم با لحظه‌یی فکر کردن می‌توانید فهرستی از آن آماده کنید.

بیشتر بخوانید

اقتصاد توجه

اگر پولش را نمی‌دهی، خودت محصول هستی.

اقتصاد توجه، خیلی کوتاه و به زبان ساده، یعنی کسبِ درآمد از طریق جلب و کنترلِ توجهِ دیگران.

اکثر محتوا و سرویس‌های رایگان به همین دلیل رایگان است: تلاش برای جلب توجهِ بیشتر. تبدیل کردن انسان‌ها به محصول. محصولی برای فروش به شرکت‌های دیگر؛ یا هم دولت‌ها.

ما، به‌عنوان یک استفاده کننده، در اقتصادِ توجه هزینه‌ی محتوا و خدمات رایگان را با زمان و توجهِ خود پرداخت می‌کنیم. اما نکته اینجاست که آنچه در مقابل این معامله بدست می‌آوریم بسیار اندک است.

با فراگیر شدن مبارزه بر سر کسب توجه بیشتر، مهارت کار عمیق اهمیت پیدا کرده است.

تبلیغ‌کنندگانْ زمانِ ما را خیلی ارزان‌تر از ارزش واقعی‌اش می‌خرند.

تیم وو، از نویسندگان ثابت نیویورت تایمز، در نتیجه‌ی مطالعات‌اش از تاریخِ رسانه به این نتیجه می‌رسد: بعید است ما شاهد تغییرات اساسی در مدلِ زیربنایی دریافتِ «چیزهای به‌ظاهر رایگان» در مقابل مشاهده‌ی پیام‌های تبلیغاتی باشیم. او ادامه می‌دهد:

💡 این ما هستیم که باید از توجه خود نگهبانی کنیم. زمان خود را ارزان نفروشیم. به صورت دقیق‌تر: محصول کم‌ارزش یا بی‌ارزش نشویم.

در نگاه بالا به پایین، از دید شرکت‌ها و دولت‌ها، خرید توجه به قیمتِ هرچه پایین‌تر یک مزیت است. اما از جانب ما، که آدم‌های (دقیق‌تر: محصولاتِ) این بازار هستیم. هرچقدر در قدرتِ چانه‌زنی درباره فروش توجه قوی‌تر باشیم، قطعاً به نفع ما خواهد بود. در روزگاری زمان ارزشمندترین چیز بود، طلا بود. حالا ولی، همین طلا در گِروِ توجه است.

بیشتر بخوانید

ملتی تسکینگ/چندکارگی

چندکارگی (multi tasking) چیست؟ در اوایل، هنگامی‌که می‌خواهیم موتر/ماشین برانیم، باید چهاردست‌وپا بچسپیم به رانندگی. حواس‌مان به جاده باشد، به پِدال، به فرمان، به بریک/تُرمُز.

اما با گذر زمان این کار چنان عادی می‌شود برای ما، که می‌توانیم همزمان با رانندگی به موسیقی هم گوش دهیم (دو کار همزمان).

بعد از مدتی، علاوه بر رانندگی و گوش دادن به موسیقی، ممکن تخمک ‌شکستن را نیز به آن‌ها اضافه کنیم (سه کار همزمان).

چگونه ممکن است همزمان چند کار را انجام دهیم، در حالی‌که تحقیقات خلاف این را نشان می‌دهند؟

ذهن ما به صورت فعال توانایی انجام چندین کار به صورت همزمان را ندارد. اگر هم رانندگی، گوش دادن به موسیقی و تخمک شکستن را همزمان انجام می‌دهیم، با توضیح دنیل کنمن از عملکردِ مغز، بخش زیادی از این فعالیت‌ها در قسمت اتومات مغز ما انجام می‌شوند. [توضیح دنیل کنمن؟]

ما چندین کار را – که همزمان فعالیت حالت فعالِ ذهن را می‌طلبد – یک‌جایی انجام داده نمی‌توانیم. مغز ما تک‌کاره است. اگر هم فکر می‌کینم که چندین کار را به صورت همزمان انجام می‌دهیم، داریم خود را فریب می‌دهیم. در واقع چیزی که در عمل انجام می‌شود، نه ملتی تسکینگ، بلکه جابه‌جایی بین فعالیت‌ها (task switching) است.

چندکارگی یکی از عوامل کاهش مهارت کار عمیق است.

پس multi tasking، با توضیح دقیق‌تر task switching، منابع بیشتری از مغز را می‌سوزاند، درحالی که روی افزایش بهره‌وری (نتیجه) تأثیر مثبتی ندارد.

💡 چندکارگی زمانی ممکن و البته موثر است که همه‌ی آن چند کار به صورتِ همزمان توانایی‌های شناختی مغز ما را درگیر نکند.

از آنجایی که کار عمیق از روی فعالیت‌های تعریف می‌شود که توانایی‌های شناختی ما (فعالیت مرتبط با تجزیه و تحلیل در مغز) را درگیر می‌کند؛ لذا، چندکارگی یکی دیگر از عواملی است که توانایی و فرصتِ کار عمیق را از ما می‌گیرد.

وقتی‌که ذهن ما فعالانه روی یک مسئله کار می‌کند، بهتر است از ملتی‌ تسکینگ دوری کنیم. در این جمله قید فعالانه بسیار مهم است.

بیشتر بخوانید

آدم‌های موفق عصر آی‌سی‌تی

کَل نیوپورت، در کتاب کار عمیق، از سه نوع آدم نام می‌برد که پیشرفت‌ها در زمینه‌ی آی‌سی‌تی، برخلاف سایر آدم‌ها، به سرعت رشد و بالندگی آنها کمک کرده است.

  • آن‌هایی که ماشین‌های هوشمند همکارشان شده؛
  • آن‌های که چند مهارت را خیلی عمیق یاد گرفته؛ و
  • سرمایه‌گذران.

او می‌گوید که سه نوع آدمِ فوق از پیشرفت‌های ICT سود برده‌اند. در باره سرمایه‌گذارن می‌گوید: آن‌های که روی استارت‌اپ‌های تکنالوژیکی سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ از آن‌های که می‌گویند که از ماشین‌های هوشمند به شکلِ هدفمند بهره می‌برند (با آن‌ها دوست می‌شوند)؛ و درباره کسانی گپ می‌زند که یک تعداد مهارت‌ها را خیلی عمیق یاد گرفته‌اند.

در عصر آی‌سی‌تی اگر می‌خواهید موفق شوید، خود را با اسلحه‌‌ی مهارت کار عمیق مجهز کنید.

از آنجایی که مخاطبِ کتاب کار عمیق آدم‌های معمولیِ مثل ما و شما اند، نیوپورت راهِ سرمایه‌گذار شدن را توضیح نمی‌دهد. او می‌گوید، اگر به توصیه‌ها و راه‌حل‌هایش گوش دهیم، می‌توانیم خود را آماده کنیم تا در یکی از دو گروه آدم‌های فوق قرار بگیریم؛ گروه که روی موج پیشرفت‌های تکنالوژی سواراند؛ و آن‌هایی که ستاره یک (یا چند) مهارت‌اند.

بیشتر بخوانید


چگونه مهارت کار عمیق را یاد بگیریم؟

در نظر گرفتن راه‌کارهای ذیل می‌تواند به افزایش مهارت کار عمیق کمک کند.

هدف؛ چیزی که پیش از شروع کار عمیق ضرورت است

«از فردا کار عمیق می‌کنم!» کار عمیق اینطور آغاز نمی‌شود. اول باید از خود بپرسیم: کار عمیق روی چی پروژه و هدفی؟! قبل از شروع کار عمیق، باید کاری باشد و آن کار در راستای هدفی قرار داشته باشد. وگرنه، کار عمیق معنای ندارد.

پیش از شروع کار عمیق برایتان هدف تعیین کنید.

هدف، آدم را در زندگی، جهت می‌دهد؛ چراغی می‌شود برای نقشه‌ی راهی (road map) در جهتِ ساختنِ آن زندگیِ که می‌خواهیم.

⚠ اگر هدفی نباشد، معلوم نیست کدام کار سطحی است و کدام کار عمیق. هدف متری می‌شود برای تشخیص و تفکیکِ کارهای سطحی از کارهای عمیق.

کارهای که ما را قدمی به سمتِ هدف‌های کوچکِ روزانه،‌ هفته‌وار، ماهوار… و در نهایت هدف نهایی زندگی نزدیک نمی‌کند، کارهای سطحی گفته می‌شوند.

💡 اولین قدم برای یادگیری و تقویت مهارت کار عمیق را با تعریف یک هدف آغاز کنیم.

خیلی ساده: مثلاً یادگیری یک زبان جدید. درکِ این مطلب که اینترنت چگونه کار می‌کند؟ یا این سوال که گوگل چرا اکثر خدماتش را رایگان عرضه می‌کند؟ و یا سوالی در حوزه کار و مسلک تان. پیدا کردنِ جواب این سوال‌ها می‌تواند یک هدف باشد.

تقویت مهارت کار عمیق را با تعریف هدف‌های ساده و کوچک شروع کنید. اما به آنها اکتفا نکنید. کم کم به این سوال فکر کنید: آیا این اهداف کوچک، اگر یک جا شود، اجزای یک سیستمی می‌شود که شما را برای رسیدن به یک هدف کلان‌ترِ زندگی یاری رساند؟

نکته‌ی که همیشه باید به یاد داشته باشیم این است: هر فعالیتی که ما را حتی قدمی به اهداف کلان زندگی نزیک نمی‌کند، در مرور حذف کنیم. به این ترتیب، تقویت مهارت کار عمیق آسان‌تر می‌شود.

بیشتر بخوانید

تمرکز؛ مهارت ضروری

دومین قدم برای ایجاد و تقویت مهارت کار عمیق تمرین و قوت دادن به به این مهارت است.

تمرکز مثل ماهیچه است. باید تمرین کرد، ورزش داد و سخت روی آن کار کرد، تا اثرِ خودش را نشان دهد.

تمرکز ممکن در اول سخت باشد، ولی در مرور زمان آسان ولذت‌بخش می‌شود.

تقویت تمرکز یکی از اولین قدم‌ها در ایجاد و تقویت مهارت کار عمیق است.

برای تقویت تمرکز، کافی است وقتی که حواس‌ما پرت می‌شود، دوباره برگردیم سر کارِ اصلی و این عمل را پیوسته تمرین کنیم. تکرار و مقاومت ذهنِ را تمرین داده و عادت می‌دهد.

در کار عمیق، تمرکز از نوعِ طولانی آن بیشتر ضرورت است – داشتنِ مقاومت در برابر وسوسه‌های فکری و مزاحمت‌های بیرونی.

بیشتر بخوانید

روتین؛ حفظ تمرکز را ساده می‌کند

برای تقویت تمرکز، کارهای را که ضرورت به کار عمیق دارند روتین‌وار انجام دهیم؛ مثلاً: با خود تعهد کنیم که «دو ساعت اول صبح» را کار عمیق کنیم. یا مثلاً سه‌سه ساعت در روزهای جفت هفته. یا چند ساعت در روزهای اخیر هفته.

💡 ساعت‌ها و روزهای را که برای کارهای عمیق در نظر می‌گیریم، همیشه باید کار عمیق کنیم. حتی الامکان تحت هیچ شرایطی در آن انتروال‌های زمانی کار دیگر نکنیم. این کار ذهن ما را به کار عمیق عادت می‌دهد.

روتین باعث می‌شود که انجام کار عمیق ساده‌تر و راحت‌تر شود، و نیز، قدرت تمرکزِ ما به ‌راحتی و خیلی سریع تقویت شود.

روتین شبیه یک قانون مرتبه دو در مذاکره است.

روتین به حفظ تمرکز کمک می‌کند، آنرا ساده می‌کند و به شرطی‌سازی ذهن‌ما قوت می‌دهد.

برای ساده‌شدنِ انجام کار عمیق، و در کل، برای ساده‌شدن تطبیق برنامه‌های زندگی، ایجاد یک روتین و عمل براساس آن یک امر ضروری است. روتین نه خیلی زیاد ولی با قوانین مرتبه دو در مذاکره نزدیک است. (+)

بیشتر بخوانید

چانک‌های زمانی؛ متعهد شدن به تمرکز در انتروال‌های زمانی خاص

چانک (بسته)‌های زمانی تعریف کنید. مثلاً بسته‌های ۴۵دقیقه‌یی. در این بسته‌ی زمانی، کاملاً متمرکز شوید روی کار؛ عمیقاً کار کنید.

تمام عوامل حواس‌پرت کن را بیندازید دور و اگر در میانه‌ی کار عامل حواس‌پرت‌کنی آمدت سراغ‌تان در مقابل آن مقاومت کنید. با خود تعهد کنید که در این – مثلاً – ۴۵ دقیقه عمیقاً کار کنید و دیگر هیچ!

زمان‌تان را تقسیم کنید و در زمان‌های از پیش تعیین‌شده کار عمیق انجام دهید.

تعریف و تعیین چانک‌های زمانی به مغز کمک می‌کند تا راحت‌تر شرطی شود. شرطی‌سازی یکی از ویژگی‌های اساسیِ است که زندگی ما را ساده می‌کند.

شرطی‌سازی در مسیر اتومات‌سازی فعالیت‌های به‌واسطه‌ی مغز ما است. از آن به‌نفعِ تان استفاده کنید. چرا این را گفتم؟ چون دانشمندان پشت شبکه‌های اجتماعی نیز استفاده‌کننده‌گان را شرطی‌سازی می‌کنند. [شرطی‌سازی؟]

بیشتر بخوانید

متر و معیار؛ کار عمیق تا ختم این فعالیت

چانک‌های زمانی را یادتان هست؟ مشابه به آن، می‌توان از معیار ها و مترهای دیگری نیز استفاده کرد؛ مثلاً:

تا ۱۰ صفحه کتاب نخوانم، به هیچ عامل حواس‌پرت‌کن تَن نمی‌دهم. تا نوشتن گزارش کاری را تمام نکنم، عمیقاً کارمی‌کنم.

میتوانید برای پروژه کاری روزانه‌تان تایم‌لاین تعریف کنید و در آن تایم‌لاین چندین مایلستون در نظر بگیرید. از یک مایلستون تا مایلستون دیگر را به کار عمیق اختصاص دهید. (i) (i)

تا ختم [این کار] کار عمیق.

می‌شود deadline را به‌عنوان معیارِ‌ کار عمیق در نظر گرفت؛ تا تمام شدنِ فلان کار، به هیچ کارِ دیگر مصروف نمی‌شوم. اگر خودتان اندکی وقت بگذارید، احتمالاً با متر و معیارهای زیادی می‌توانید این فهرست را کامل‌تر کنید؛ متر و معیارهای اختصاصی‌تر برای خودتان.

میل چِک‌کردن را مدام و پیوسته سرکوب کنید

میل چِک کردنِ فیس‌بوک، اینستاگرام و توییتر دشمن اصلی تمرکز و کار عمیق است. آنرا سرکوب کنید.

البته بد نیست به یاد داشته باشیم که تغییر تنظیمات پیش‌فرض و بالفعل (برحالِ) مغز، برای همه توصیه نمی‌شود. شاید خیلی‌ها باشند که بگویند ما همینطور راحت استیم؛ همین خوب است که ویدیوها و عکس‌های اینستاگرام را چِک کنم، نیوزفید فیس‌بوک را بالا و پایین کنم، هر پنج دقیقه‌یی گشتی در یوتیوب بزنم.

از اینترنت قطع شوید.

هنگامی که کار عمیق می‌کنید به هیچ وجه به چک کرنِ شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها نپردازید. اگر ناگهان خود را در حال گشت‌وگذار در تلگرام یا فیس‌بوک یافیتد، بی‌درنگ برگردید سر کار. فرصت ندهید زمان‌تان و توجه‌تان بی‌هیچ قیمتی در اختیار تاجران توجه قرار بگیرد.

برنامه‌ زمانی کار عمیق‌تان را با تمام توان تطبیق کنید.

💡 وقتی با میل چک کردنِ بی‌هدف مبارزه می‌کنید، به مرور این میل از بین می‌رود.

همه‌چیز به اولویت‌ها بر می‌گردد. اگر اولویت‌های در زندگی دارید که ضرورت به تمرکز و کار عمیق دارد، گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی را به حداقل برسانید.

هر وقت خود را در حال اسکرول کردن بی‌هدف یافتید، از آنجا برآیید و کاری را انجام دهید که براساسِ اهداف کلانِ زندگی‌تان درنظر گرفته‌اید.

بیشتر بخوانید

خستگی را در آغوش بگیرید، با آن دوست شوید

حتی چیزهای بسیار ساده، مثل تمرین و تقویت مهارت حفظ کردن در عینِ داشتنِ خاصیت سرگرمی، روی مغز فشار آورده و ماهیچه‌های آن را قدرتمند می‌کند.

در تقویت مهارت تمرکز هم گفتیم: ممکن خسته شویم. کار عمیق در اوایل خسته‌کن است، فشار ذهنی دارد. ولی، اگر چنین نبود که این مهارت فرصت و تفاوت ایجاد نمی‌کرد.

حفظ شماره موبایل، شعر، مونولوگ و غیره می‌توانند زیربناهای ذهنی برای کار عمیق را تقویت کند. به مغز ورزش دهد.

برای تقویت مهارت کار عمیق با خستگی دوست شوید.

خستگی مغز، ناشی از فشار کار عمیق، تعمق و تمرکز می‌تواند آنرا را بیشتر از پیش آماده‌ی انجام کار عمیق کند.

از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنید؛ به کدام دلایل؟

فهرستی از دلایلی آماده کنید که «رفتن‌تان به شبکه‌های اجتماعی را توجیه می‌کنند». دقت داشته باشید این دلایل در راستای هدف بزرگتری در زندگی‌تان باشد. ممکن بزرگترین هدف کسی «تربیت فرزند نیک باشد» آیا رفتن به فیس‌بوک برای رسیدن به این هدف کمک می‌کند؟

💡 بسیاری‌ها بی‌اینکه درک کنند چرا، روزشان را در فیس‌بوک شب می‌کنند.

می‌بینید که در اکثر موبایل‌ها امکان حذف اپلیکیشن‌های شبکه‌های اجتماعیِ شبیه فیس‌بوک وجود ندارد. موبایل را که می‌خریم، این اپلیکیشن‌ها را هم صاحب می‌شویم، چی بخواهیم چی نخواهیم.

از موبایل دوری کنید.

ما در داشتنِ و نداشتنِ این اپلیکیشن‌ها، اکثراً اختیاری نداریم؛ ولی در استفاده از آن‌ها چرا. می‌توانیم فهرستی از دلایلی داشته باشیم که رفتنِ ما را به شبکه‌های اجتماعی توجیه می‌کند.

💡 هر وقت خواستیم برویم شبکه‌های اجتماعی، ببینیم براساسِ کدام یکی از دلایلی است که قبلاً فهرست کردیم.

نه‌تنها در شبکه‌های اجتماعی، بلکه بهتر است از کُل اینترنت هدفمند استفاده کنیم. گشت‌وگذار بی‌دلیل و بی‌هدف در اینترنت با کار عمیق سازگار نیست.

بیشتر بخوانید

کارهای سطحی را تقلیل دهید

یکی از عوامل مهم در تقویت مهارت کار عمیق «آگاهی» است. اینکه نسبت به کار ی که می‌کنید آگاه باشید. آگاهی از دو چیز: ۱. تفکیک کار های از عمیق و کارهای سطحی؛ و ۲. زمان‌های انجام کارهای عمیق.

هنگامی که کارهای سطحی را از کارهای عمیق جدا می‌کنید، نسبت به وضعیت‌تان آگاه استید؛ درک می‌کنید که در این لحظه دارید کار عمیق یا سطحی. درباره زمان هم همینطور.

مثلاً روتین دارید: ساعت ۸ تا ۱۰ صبح کار عمیق. ساعت ۱۰ونیم استراحت/تفریح کوتاه. چک کردن ایمیل‌ها هم چاشت. یا اینکه براساس چانک‌های زمانی؛ مثلاً: ۴۵ دقیقه کار عمیق، ۵ دققیه استراحت ذهنی.

وسط کار، مثلاً در دقیقه ۱۵، متوجه می‌شوید که رفتید وارد فیس‌بوک. درحالی‌که باید کار عمیق انجام می‌دادید. به محضِ مطلع‌شدن برمی گردید روی کار اصلی و به کار سطحی نه می‌گویید.

در زندگی‌تان کارهای سطحی را کاهش دهید.

نه گفتن به کارهای سطحی دشوار است. کار عمیق در اوایل آدم را خسته می‌کند و بهترین راه مقابله با این خستگی آگاهی و پذیرش آن خستگی است.

بیشتر بخوانید

مطلع کردن دیگران؛ کاری حواس‌پرتی‌های ناخواسته را کاهش می‌دهد

از حواس‌پرتی‌های دیجیتل زیاد گفتیم و شما هم قطعاً می‌دانید که حواس‌پرتی فقط از نوعِ دیجیتل نیست. بخشی از حواس‌پرتی از طرف آدم‌ها نصیب‌ما می‌شود: هم‌صنفی، همکار، دوست، اعضای فامیل و …

از اینرو، اگر روتینی برای کار عمیق ساخته‌اید یا انتروال‌های زمانی معینی را کار عمیق می‌کنید، به دیگران نیز بگویید که در آن‌ زمان‌ها مزاحم‌تان نشوند. چگونه؟

اگر همین حالا پنج دقیقه فکر کنید، راه‌های حرفه‌یی زیادی «نه گفتن» به ذهن‌تان خواهد رسید. زیاد هم وسواس به خرج ندهید. فقط برایشان بگویید.

به دیگران بگویید که در حین انجام دادن این کارها برایتان مزاحمت ایجاد نکند.

اینکه به دیگران می‌گویید مزاحم‌تان نشوند، ممکن در اول ناراحتی و دلیگری آن‌ها را به همراه داشته باشد. اما در مرور متوجه می‌شوید که کارِ درست همین بوده. دیگران هم یاد خواهند گرفت که به ارزش‌ها، حقوق و کارتان اهمیت قایل شوند. این کار به دیگران هم سود خواهد رساند.

اندازه‌گیری ارزیابی و یادگیری

اندازه‌گیری، ارزیابی و یادگیری از فکتورهای مهم در زندگی افراد موفق است. بدون اندازه‌گیری و ارزیابی، یادگیری ممکن نیست؛ و آن کس که در زندگی‌اش یادگیری ندارد، پیشرفت ندارد.

روند انجام کار عمیق را ثبت کنید؛ دستاوردها و اشتباهات – بلی اشتباهات.. این چیزی بسیار مهم است. آنچه که در کار و زندگی یاد می‌گیریم و عمیقاً یاد می‌گیریم، یاد گیری از اشتباهات است.

عملکردتان از کار عمیق را ارزیابی کنید.

اگر به تازگی یادگیری و تقویت مهارت کار عمیق را شروع کرده‌اید، اندازه‌گیری، ارزیابی و یادگیری، این سه مؤلفه، از اقداماتِ بسیار مهمی است که باید انجام دهید. نه تنها در یادگیری کار عمیق، بلکه هرکاری کلانِ تازه‌شروعی اندازه‌گیری، ارزیابی و یادگیری را می‌طلبد.


(i) این مقاله به مرور ویرایش و تکمیل می‌شود.


دیزاین زنگار در بخش دیزاین آرت‌ورک‌های این مطلب با ما همکار بوده است. (روی عکس کلیک کنید).

منابع: کتاب Deep Work ()

سایر نقشه‌راه‌ها: مهارت نوشتن در محل کار

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *