دشواری معرفی منابع سودمند در جهان زیر رگبار تبلیغات

تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه.
تبلیغات

از آن روزها زمانی زیادی گذشته که پدربزرگم برایم داستان تعریف می‌کرد. اما هنوز هم، هرازچندگاهی داستان‌های شیرین او به ذهنم می‌رسد.

شیوه‌های زیادی برای این‌‌ کار وجود دارد، اما پدرکلانم به‌منظور رساندن ژرفای اندرزهایش از داستان‌گویی استفاده می‌کرد؛ او – که قهرمان زندگی‌ام بود و هست – روزی ادامه‌ی حرف‌اش را در مودر داستان «دوستی‌ای خِرس و انسان) چنین پی‌گرفت:

دوستِ انسانش به خواب رفته بود، اما مزاحمت‌های پشه‌‌ها/مگس‌ها تمامی نداشت؛ پیوسته و مرتب آسایش را از دوست او می‌گرفت، بدون وقفه به سر و صورت‌اش می‌خزید.

خِرس بعد از چندین بار پراندن/تاراندن مگس‌ها خسته و ناراحت شده بود. می‌خواست یک بار و برای همیشه خود و دوستش را از این مشکل خلاص کند. از این‌رو تصمیم گرفت این بار جدی‌تر عمل کند.

پشه‌ها برگشتند؛ خرس با سنگی بزرگی در دست، چشم‌به‌راهی فرصتی مناسب بود. اندکی نگذشت که فرصت از راه رسید و خِرس با تمام قوا سنگ را به‌سمت پشه‌ها، که اکثریتِ‌شان بر صورت دوستش‌ گشت می‌زد، پرتاب کرد.

او یک هدف داشت و موفقانه به آن رسید. اما رسیدن به این موفقیت هزینه‌ای سنگینی در پی داشت؛ دوستش دیگر هیچ‌وقت از خواب بیدار نشد او هم، بی‌دوست شد.

خِرس با اینکه می‌فهمید ندانسته این کار را کرده، روی جسد بی روح دوستش بلندبلند گریه می‌کرد. اما دیگر خیلی دیر شده بود. دوست او به دیار ابدیت پیوسته بود و این کارهایش جز تلاشی برای کاستن گناه، نتیجه‌ای دیگری در پی نداشت.

پدربزرگم این داستان را وقتی بیان کرد که می‌خواست به من یادآوری کند «هرچند کم پیش می‌آید، اما باید متوجه باشی که مبادا  سرانجام کمک‌کردن‌ات به یک دوست به خلق مشکل منتهی شود».

کاش پدربزرگم می‌بود که به او می‌گفتم: متأسفانه شرایط تغییر کرده و داستان «دوستی‌ای خرس و انسان» را که قصه می‌کردی، با اینکه کارایی‌اش زیاد شده، نیازمند آپدیت نیز هست. در نسخه قدیمی، آسیب‌ها صرفا متوجه مفعول (انسان) بود و امروز این آسیب دو طرفه است و خِرس را نیز شامل می‌شود.

من خودم این را متوجه شدم که معرفی یک منبع ارزشمند و مفید برای مخاطب خصوصا در محیط اینترنت، اگر به‌شیوه‌ای سنجیده، دقیق و موثر انجام نشود، چطور می‌تواند به کاهش محبوبیت و عدم شناخت منصفانه‌ی آن ختم شود؛ طوریکه مخاطب دیگر هیچ وقت علاقه‌ای برای بررسی آن منبع پیدا نکند. علاوه بر این و شاید مهمتر از این، چگونه این کار به شکل بی‌رحمانه از ما – که می‌خواستیم به عنوان یک راهنما و کمک‌کننده عمل کنیم – یک بلندگویی تبلیغات را به نمایش می‌گذارد.

دنیایی امروز بیش از حد پیچیده است، از قطرات باران کرده، پیام‌های تبلیغاتی زیاد شده‌اند؛ از برنامه‌های تلویزیونی گرفته تا بیلبوردهای نصب‌شده در نقطه‌نقطه‌ای شهر، از پیامک‌های تبلیغاتی‌ای اپراتورهای موبایل تا شبکه‌های اجتماعی، از اپلیکیشن سرگرمی و گیم گرفته، حتا تا سایت مبتنی بر آموزش تمرکز حواس، همه‌وهمه ما را زیر بارش تبلیغات قرار داده‌اند. تبلیغات تقریبا همه جا هست و شاید هم در همه وقت.

از اینرو، در کنار توجه به دو مورد بالا، بهتر است از این مورد مهم نیز آگاه باشیم: در جهانی زیر رگبار تبلیغات، کسانی را که پیام‌های ارزشمند ما را نادیده می‌گیرند و یا آنها را در جمع تبلیغات دسته‌بندی می‌کنند، زیاد هم سرزنش نکنیم.

هرچند دشوار است، اما همیشه راهی وجود دارد که بتوان محتوای مفید و به‌درد‌بخور را به دوستان،  مخاطبان و نزدیکان‌مان به‌منظور توسعه‌ی مهارت فردی‌ آنها و یا در جهت اهداف دیگر، معرفی کنیم؛ طوری‌که بوی آزاردهنده‌ای تبلیغات از آن صعود نکند. خوب است مقداری از وقت خویش را در جستجویی آن راه صرف کنیم؛ داشتن دانش در این زمینه کاربردهای دیگر نیز خواهد داشت.

در این دنیایی به‌سرعت در حال تغییر، آدم‌های موفق‌اند که جرئت نقد و بررسی دانش قدیمی‌اش همسو با  بهبود در شیوه‌های انجام کارها را داشته باشد؛ برنامه‌ای آپدیت منظم آن روش‌ها و دانش مرتبط با آن را فعال نگهداشته و در برخی موارد قدرت حذف روش‌های منسوخ‌شده را نیز در خود تقویت کند.

پی‌نوشت: منظور اصلی‌ام از این نوشته، تقویت دید منفی به تبلیغات نیست؛ با اینکه این مورد بیش از حد زیاد شده و آزار‌دهنده است، اما بی‌تردید بسیاری از سرویس‌های را که امروز رایگان استفاده می‌کنیم، به این دلیل رایگان است که هزینه‌های آن از طریق تبلیغات تهیه می‌شود. اپلیکیشن توسعه مهارت شنیداری زبان انگلیسی را که قبلا معرفی کردم نیز بخشی از هزینه‌هایش را از این طریق تهیه می‌کند.

بلکه هدف اصلی من از نوشتن این مطلب یادآوری این نکته به خودم و خواننده‌های بلاگ بود که «بد نیست گه‌گاهی روی اثربخشی‌ای شیوه‌های را که برای انجام کارها استفاده می‌کنیم، تحقیق نماییم و آنها را توسعه دهیم».

مورد مرتبط دیگری تحت عنوان «در جستجوی عینک شفاف‌تر برای تصمیم‌گیری بهتر» نیز در وب‌سایت نوشته شده است.

6
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *