پول و موقف اجتماعی؛ دین و پیشوایان تازه و عوامل بزرگ خطای شناختی

زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه.
در دام فیلترهای چون پول و موقف اجتماعی گرفتار نشویم
عواملی زیادی است که باعث می‌شود تا افراد را به درستی نشناسیم و به تعقیب آن، در صورت لزوم، دقیقا تجزیه و تحلیل نتوانیم – عدم شناخت دقیق افراد نهایتا به زیان خودِما تمام می شود. باید گفته شود که نقش پول و موقف اجتماعی در این امر برجسته‌تر از همیشه است، این دو مورد مصداق‌های مهمی از خطای شناختی به حساب می‌آید.

به گفته‌ای یووال نوح هراری، نویسنده‌ای کتاب انسان خردمند، پول خدای هست که تعداد پیروانش، به طرز شگفت‌انگیزی، از هر دینی دیگر زیاد شده است. در عینِ‌حال، وفاداری این پیروان بی‌سابقه است.

هر دینی، مبلغین و مبشرین خودش را دارد، تا آن دین را تبلیغ کرده و به طرفدارانش بیافزاید. پیروان قدیمی را حفظ کند، و در نهایت فرهنگ و تاریخ خلق نماید. در مقابل، عامه‌ای مردم به علما و مبلغین دینی احترام ویژه‌ای دارند و جایگاهی بالاتری را در جامعه برای‌شان قایل اند – این قانون را تقریبا پیروان همه‌ی ادیان، با تفاوت‌های جزئی مراعات می‌کند و همین‌طور ادامه خواهد داشت.

پول، دینی است جدید!؛ دینی که آرام و بی‌صدا، در بین پیروانِ سایر ادیان ریشه‌دوانی کرد؛ دینی که بدون هیچ‌گونه مبارزه‌ای رو در رو با دین‌های دیگر و بدون هیچ‌گونه لعنت گفتن به دین‌های موجود، قدرت‌اش را همه‌گیر کرد.

این دین تازه، مانند سایر ادیان، پیشوایانی دارد. علما و بزرگان این دین پول‌داران است: آنهایی‌که مورد احترام اند و بعضاً پرستیده هم می‌شوند؛ مردم جلوی‌شان خم و راست می‌شوند؛ شبیه کاری که با علمای سایر دین‌های موجود می‌کنند و با پیشوایانی دین منسوخ‌شده می‌کردند.

خلاصه اینکه: همه‌ای دین‌ها پیشوانانش را دارند – پیشوایانی مورد احترام؛ پیشوایانی که معمولا بیش از حد لزوم‌اش تعظیم می‌شود – حتی بدون اینکه احترام‌کننده‌گانش جرئت فکر کردن به قابل احترام بودن یا نبودن‌شان را داشته باشند.

این روزها و همه‌روزها، برای هرکس و همه‌جا، دو گروهی از انسان‌ها وجود دارد: انسان‌های که به لحاظ اقتصادی و موقف اجتماعی از آنها بالاتر اند و انسان‌های که نظر به ویژگی‌های فوق در سطحی پایین‌تر قرار دارند – در این نوع گروه‌بندی تقریبا تردیدی نیست. اما قریب به قطع می‌توان گفت: یادآوری دو مسئله در اینجا خالی از سود نخواهد بود:

۱. در زمانه‌ی فعلی، ارزش‌دهی سایر خصوصیت‌های انسانی زیادتر از روی دو مشخصه فوق (پول و موقف اجتماعی) سنجیده می‌شود. که معمولا باعث خطا در شناخت دقیق افراد می‌شود. مثل هر خطای شناختی دیگر، این خطای شناختی در نهایت به زیان خود ما تمام خواهد شد.

۲. نکته‌ای دوم مهمتر از نکته‌ی اول است! برای گروهی از انسان‌های که بنظر ما در سطح بالاتر قرار دارد، ما بیش از حدِ لازم – حتی شاید چند ده برابر بیشتر – احترام قائل هستیم؛ خیلی‌های ما جرئت نقد کردنِ‌شان را نداریم و دهن‌مان وقت حرف زدن با آنها خشک می‌شود.

اما قضیه برای گروه دوم – گروهی از انسان‌های که از خودِما پایین‌تر می‌پنداریم- فرق می‌کند. طوری فکر می‌کنیم، گویی هیچ‌چیز بلد نیست؛ گپ‌اش شنیده نمی‌شود، به اثرش توجه نمی‌کنند و از حمایت اجتماعی برخوردار نیست. گویا موجود بیگانه‌ای است که اشتباهاً این جا حضور دارند. این هم یک خطای شناختی بزرگی دیگر است.

همان‌طوریکه در مبحث استریوتایپ به خطای شناختی مهمی پرداختیم، پول و موقف اجتماعی نیز از عوامل تاثیرگذار در شناخت دقیق افراد به حساب می‌آید و منجر به خطای شناختی می‌شود. اگر این دو مورد را حذف کنیم، قطعا نه گروه اول آن قدر مورد احترام خواهد بود و نه گروه دوم تا این اندازه تحت تحقیر.

پی‌نوشت: احترام کردن صفت و ویژگی ارزشمندی است. اما اگر بیش از حد لازم استفاده شود، بیماری‌زاست. بهتر است ما هم سعی کنیم، تا با نحوه‌ی احترام گذاشتن به سایرین و رفتار کردن با دیگران، حرمت به خود و انسانیت را زیر پا نکنیم. همه‌چیز حدود و شرایطی خودش را دارد. مراعات این حدود و شرایط است که منجر به بهترین نتیجه می‌شود – قطعا احترام هم جز این همه‌چیز است.

خواندن مطلب «در جست‌وجوی مدت زمان مناسب برای هر فعالیت» به ما یادآوری می‌کند که عدم استفاده‌ی بهینه از منایع، چگونه به مشکلات بزرگ ختم می‌شود، خوشحالی را از ما می‌گیرد و سبب می‌شود تا استرس‌مان افزایش یاید.

0
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *