بعد از ما شاید گفت…

تخمین زمان مطالعه: ۱ دقیقه.
روزی کسی شاید گفت…

صدای ساعتِ دیواری را در ذهنِ‌تان بیاورید؛
تیک‌تاک،تیک‌تاک،تیک‌تاک،..
تیک‌تاک‌تیک‌تاک،..
تیک‌تاک،..
تیک‌،.
تاک‌،..
تی‌ی‌ی‌یک،.
تا ا ا ا ا ک…

گویی زمان متوقف،.. و صدای تیک‌تاکِ ساعت ایستا می‌شود. هیچ‌چیزی در آن بیرون، در این دنیای مملو از شلوغی و ازدحام، تمرکز آدم را نمی‌تواند به‌هم بریزد؛ زیرا ما مجذوب و غرق تماشای زیبایی و گیرایی اثری هستیم که هنگام مشاهده‌ی آن، تمامِ روح‌وروانِ‌ما،.. و آنچه در تعریفِ هستیِ‌ماست، تسلیمِ مرغوبیتِ آن اثر شده است.

اما متاسفانه، خلق چنین آثاری به این‌سادگی‌ها نیست. در تمام دنیا، شاید،.. تعدای اندکی‌ست که کارهای‌شان خونمایی می‌کند،
به‌چشم می‌آید،
و در میان انبوهی از تقلید و کاپی‌کاری،
نمادی از اصالت، مجذوبیت و متفاوت‌بودن است.

ما قرار نیست در همه‌چیز اول باشیم – آسمان خراش کشورِ خود؛
همین‌که در شروع،
بلندترین تعمیر قریه و کوچه‌ی خود باشیم هم کافی است؛
ما نمی‌توانیم همه‌چیز فهم باشیم – این اصلاً ممکن نیست؛
همین‌که در شغلِ فعلی خود،
بهتر از متوسط آدم‌های اطراف خود عمل کنیم هم کافی است!

ما،..
در هرجای که کار می‌کنیم،
زندگی می‌نماییم،
درس می‌خوانیم، و حتا
از جایی‌که می‌گذریم،
می‌توانیم، البته اگر بخواهیم،
جای‌پای خود را بگذاریم!

مهم نیست چی‌کاره‌ییم، حتا و اگر یک جاروکش باشیم؛
مهم نیست سطح تأثیرگذاری ما تا چی اندازه بالاست؛
قرار نیست اثری خلق کنیم که هنگام مشاهده‌ی آن، زمان متوقف و صدای تیک‌تاکِ ساعت ایستا شود؛..

همینکه،
وقتی رهگذری می‌گذرد،..
از عُمق دل،..
درحالی‌که از خوشی گلویش سنگین شده، با خود می‌گوید:

روزی در اینجا،..
جاروکشی بوده‌ست که
«کارش را درست انجام می‌داده!»

هم کافیه!

12
0

به گفتگو بپیوندید

1 نظر

  1. راستش وقتی این متن را خواندم، لذت بردم . به خاطریکه تا این لحظه ازاین زاویه، به یک شغل ساده یی مثل جاروکشی نگاه نکرده بودم.
    بلی می توان تاثیر گذار بود

    0
دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *