تجربه‌های از وبلاگ نویسی: درباره جابجایی پاراگراف‌ها

تخمین زمان مطالعه: ۵ دقیقه.
جابجایی پاراگراف‌ها در وبلاگ‌نویسی

در سخنرانی‌ها و تبلیغات دینی / مذهبی – لااقل در محیطی که من زندگی می‌کردم – تقریباً بلااستثنا، شروع سخنرانی با درود و سلام فرستادن به پیشگاهِ آنهایی که احتمالاً به درگاه خداوند نزدیک‌ترند رقم می‌خوردْ. آیه‌یی از قرآن و یا حدیثی به‌عنوان دروازه اصلی بحث انتخاب، به زبان بومی ترجمه و با الفاظ ساده‌تر توضیح داده می‌شد. از چندین روایتی دیگر به عنوان پشتیبان فقره‌ی آغازین بحث یادآوری می‌گردید. در این میان داستان‌ها هم به شیوایی ممکن بیان می‌شد تا در کنارِ فهم مطلب مخاطبان را متقاعد به انجام رفتارهای نمایند که هدف اصلی و خواسته‌ی نهایی سخنران بود. اختتامیه مجلس هم با دعای خیر و درنظر گرفتن حاجت‌های مشروعه به اتمام می‌رسید – فکر کنم تا حالا هم، چنین است.

به مانند این نوع سخنرانی‌ها، شاید انبوهی از نوشته ها را بتوان یافت که با پیروی از یک فارمتی ازقبل‌آماده‌شده تولید و عرضه می‌شوند. اما در وبلاگ‌نویسی، لااقل به نظر من، ما دستور از قبل آماده‌شده‌ی تهیه همبرگر را نداریم یا اینکه چندان توصیه نمی‌شود این نوع نوشته‌ها را در قالب استاندارد از قبل آماده‌شده قرار داد، تا در پی آن، به‌شکلی الگوریتم‌وار پیش برویم و انتظار داشته باشیم که نهایتِ کارِمان منتج به نوشته‌ی دلچسپ، درگیرکننده و البته آموزنده و در ذهن ماندگارْ شود. اینطور به نظر می‌رسد که خلق محتوا برای وبلاگ سوگیری بیشتر به سمت هنر دارد تا به سمتِ علومی به مانند مهندسی/انجنیری. بسیاری‌ها بدین باورند که اگر هنر در قالبی از پیش تعیین‌شده آورده شود، ممکن خلاقیت محبوس و یا استفاده از آن به دشواریِ بسیار بیانجامد.

جابجایی پاراگراف‌ها در وبلاگ‌نویسی
همبرگرِ نوشته‌ی با قالب از پیش‌تعریف شده.

قبل از کوچ‌کردنم به ویرایشگر جدیدِ وردپرس و هنگام استفاده از ویرایشگر کلاسیک، در ویرایش نهایی و قبل از نشرِ یک نوشته، من کماکان کارِ جابجایی پاراگراف‌ها را انجام می‌دادم. با این حال به‌دیده‌ی یک کار حرفه‌یی به آن نگاه نمی‌کردم. اما بعد از نصب افزونه گوتنبرگ، و چند روز پیش هم آپدیت به وردپرس ۵.۰، توجه‌ام به این کار جدی‌تر از قبل شد.

احتمالاً می‌دانید که ویرایشگر جدیدی وردپرس و نیز افزونه گوتنبرگ با تمرکز بر «استفاده از بلوک‌ها برای خلق محتوا» توسعه یافته است. هر پاراگراف یک بلوک درنظر گرفته می‌شود، هر تیتر نیز؛ هر تصویر به‌عنوان یک بلوک به حساب می‌آید و هر فایل صوتی هم. با استفاده از این افزونه – و ویرایشگر پیش‌فرضِ وردپرس ورژن ۵.۰، می‌توان رنگ فونت کل بلوک را تغییر داد و رنگِ دلخواه خود را به عنوان پس زمینه هر بلوک به‌صورت مجزا تعریف کرد. با این همه خصوصات، اما یکی از مهترین ویژگی آن سهولت در جابجایی بلوک‌هاست. از آنجایی که هر پاراگراف یک بلوک حساب می‌شود، جابجایی پاراگراف‌ها به سهولتِ جابجایی بلوک‌ها می‌ماند. فقط کافی است روی فلش بالا و پایینِ سمت راست هر بلوک ضربه زد تا پاراگراف انتخابی در موقعیت دلخواه قرار بگیرد. این سهولتِ تازه مسبب توجهی جدی‌ترم به جابه‌جایی پاراگراف‌ها شد.

در هنگام تولید نوشته من اینطور عمل می‌کنم: بعد از اینکه پیش‌نویس اولیه نوشته تکمل شد – بعضی وقت‌ها هم در جریان ثبت نوشته، آن را بارها از ابتدا تا انتها می‌خوانم. می‌بینم که در بعضی مواقع واقعاً ضرورت به جابجایی پاراگراف نیست. با آن‌هم، در مواردِ بسیار متوجه می‌شوم که کاری جابجایی به جذابیت نوشته کمک می‌کند، ماندگاری آنرا زیاد، ترتیب آنرا زیباتر نموده و به سلاست و روانی مطلب می‌افزاید.

من از مطالعه‌ی کتاب‌های تاریخ خسته می‌شدم و هنوز هم برایم ملال‌آور است. اما کتابِ انسان خردمند را، که در هسته‌ی خود یک کتاب تاریخی است، خیلی زود و مثل پیگریِ یک مجموعه تلویزیونی به اتمام رساندم. به نظرم در کنار سایر خصوصیاتی که این کتاب را جذاب می‌کند، بسته‌بندی محتوا به واسطه انتخاب درست کلمات، چیدمان دقیق واژه‌ها در جملات، خلق پاراگراف‌های به‌هم‌پیونده‌شده، آنرا خواندنی‌تر و به‌یاد‌ماندنی‌تر می‌سازد.

به نظرم ، در مواردی، جابجایی استادانه‌ی پاراگراف‌ها در یک نوشته‌ی وبلاگ آنرا خواندنی‌تر کرده و جذابیتش را بیشتر می‌کند.

به عنوان نمونه، من می‌توانستم این نوشته را با توضیح افزونه گوتنبرگ و ویژگی‌های جدیدی وردپرس ۵.۰ شروع نمایم، بعد بپردازیم به فارمت سخنرانی مبلغین مذهبی که خودم تجربه کردم، در پی آن می‌پرداختم به توضیح جابجایی پاراگراف‌ها. حتا می‌شد پی‌نوشت را به عنوان پیش‌نوشت بیاورم. اما ترجیح دادم چیدمان پاراگراف‌ها به شکل که می‌بینید باشد. این توضیح بدین معنا نیست که چیدمان فعلی نسبت به هر چیدمان ممکنِ دیگر ارجحیت دارد، بلکه گپ اینجاست که تلاش انجام‌شده‌ی یک وبلاگ‌نویسِ آماتور منجر به این شد که می‌بینید.

همانطوریکه ارزش آثار هنری در «هنر مدرن» وابسته به نگاه بیننده است، در باره‌ی آموزنده بودن، روانی و شیوایی یک نوشته و موقعیت‌دهی پاراگراف‌ها مطالعه‌کنندگان نهایی بهتر تصمیم می‌گیرند.

پی‌نوشت: محتوای این نوشته‌ نیز، به مانند نوشته‌های پیشینِ سلسله‌ مطالبِ مرتبط وبلاگ‌نویسی، کاملاً از جنس تجربه است و ممکن به‌دردنخور و حتا عمل کردن به آنها توجیه‌پذیر نباشد. از اینرو بهتر است آنرا به عنوان چاشنیِ برای اندیشیدن درنظر گرفت.

نوشته‌ی مرتبط: «تجربه‌های از وبلاگ‌نویسی؛ درباره تعداد کلمات نوشته‌ها» در دسته‌ی «تولید محتوا».

45
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *