تاریخچه شهر هوشمند – بخش دوم (دام تخنیکی)

تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه.
تاریخچه شهر هوشمند دام تخنیکی

این نوشته، ادامه نوشته‌ی‌ است که با هدف مرور بر تاریخچه شهر هوشمند، قبلاً در اینجا ثبت شده است. پیشنهاد می‌شود، اول آنرا مطالعه بفرمایید.

•••

اگر بگوییم هیچ مقاله‌ی علمی با قالب ازپیش‌تعریف‌شده را نمی‌توان یافت که بعد از خواندنش مغز ما احساس خستگی نکند، چندان اشتباه نیست. بسیاری اوقات، حتا مطالعه‌ی با دقتِ یک مقاله‌ تا به انتها کاری بسیار طاقت‌فرسا و دشواری‌ست – البته نه برای همه، بلکه برای اکثریت.

هنگامی که داشتم مقاله شهر هوشمند را برای پنجمین کنفرانس ملی شهری تدوین می‌کردم، برای تولید محتوا، چندین مقاله انگلیسی و یک مقاله فارسی را مطالعه نمودم. مطابق به معیارهای از پیش تعیین شده‌ی مرکز تحقیقات و رشد ظرفیت شهری، برای تدوین مقالات، در بخش قابل‌توجه‌شان، باید تمامی جملات و پاراگراف‌ها از منابع معتبر برداشته می‌شد.

در جهتِ تکمیل‌نمودن مقاله، من هرازگاهی روی آن کار می‌کردم و در نهایت متوجه شدم حدود دو ماه زمان برده است. نتیجه‌ی این مصروفیت، مقاله‌ی ۶هزار و ۲۷۹ کلمه‌یی (۱۸صفحه‌ اِی‌۴) شد. بعد از ارائه مقاله، تعدادی از دوستانم درخواست کردند که مشتاق‌اند مقاله را داشته باشند. من با احترام ازیشان خواهش کردم که خواندن آن مقاله ملال‌آور است و شاید هم دشوار فهم – حتا برای خودم! بعدش تصمیم گرفتم آنرا، در حد توان، به شکل روان‌تر و توأم با توضیحات و مثال‌ها در اینجا ثبت کنم.

این گفته‌ام بدین معنا نیست تا من، از قوانین سختگیرانه‌یی، که نهادهای علمی و پژوهشی برای تولیدکنندگان محتوا و محققین وضع و تعریف می‌کنند، شکایت کنم؛ نه. همانطور که امروز هرکسی اندک‌ دانشی دارد، می‌داند که در این جهان، لااقل در حوزه تحقیقات علمی، همه‌چیز نسبی‌ست و چیزی بنام مطلق وجود ندارد. نتیجه‌ی هر تحقیقِ علمی نیز، اکثراً محصول تجربیات، مشاهدات و تجزیه‌وتحلیل ذهن انسان‌هاست و هیچ‌کس حکم قطعیتِ مطلق درستیِ مشاهدات و صحت ۱۰۰درصدی تجزیه‌وتحلیل ذهن آدم‌ها را تصدیق نمی‌کند.

از اینرو، به‌نظرم، وضع و تطبیق این نوع قوانین از جانب نهادهای علمی‌تحقیقی، کار درخور سپاسگزاری است و عملکردِ شایسته؛ تا در پی آن و در حد امکان، از خطاهای ناشی از مشاهدات و تجزیه‌وتحلیل کاسته شده و قدمی هرچند کوچک به سمت صحت مطلق برداشته شود؛ جایی که ممکن هیچ وقت نرسیم، اما هر تلاشی درجهتِ نزدیک‌شدن به آن ارزشمند ثابت شده‌است.

این همه را گفتم تا بگویم، ذهن ما انسان‌ها معمولاً دچار خطا می‌شود و همیشه به یک هسته‌ی راهنما (یا هدف) ضرورت دارد، تا در روشنایی (یا برای رسیدن به) آن، تمام تلاشش را به‌خرج دهد. این چراغ راهنما (یا هدف نهایی) را در تحقیقات، به‌فکرم، به‌واسطه شیوه طرح مسئله‌ی تحقیق تعریف می‌کنند. فرض کنید، اگر بعد از گم شدن تبر، من مسئله را اینطور طرح کنم که همسایه‌ی من آن‌را دزدیده، احتمالاً همه‌ی رفتارهای همسایه‌ام در جهتِ اثبات‌شدنِ صفت دزذبودنِ او تفسیر خواهند شد. اما همینکه تبر از خانه‌ام پیدا می‌شود، طرح مسئله درباره‌ی هسمایه‌ام از دزدبودن به صداقت تغییر می‌کند، و به تبع آن، تمامی رفتارهای او حاکی از آن خواهد بود که وی صادق‌ترین آدمی است که تا حال می‌شناسم.

شیوه‌ی طرح مسئله مسیرِ جریان اندیشیدن ما را برای رسیدن به نتیجه نهایی ترسیم می‌کند و بسیار حایز اهمیت است.

در نخستین سال‌های پیدایش، تعریف مفهوم شهر هوشمند نیز، در دام طرح مسئله‌ی غیردقیق گرفتار شده‌ بود. آی‌سی‌تی به صورت برق‌آسا در حال رشد بود و در حال فتح جهان. هرکس به نوبه و در حد توانایی خود در این راستا نظریه‌پردازی می‌کرد، که از این نیروی عظیم چگونه و در کجا می‌توان استفاده کرد؟ چراغ راهنما (یا هدف) تکنالوژی معلوماتی و ارتباطی بود و تمام تعریفاتْ پیرامون این معبود مقدس می‌چرخیدند.

اگر به‌تعریف شهر هوشمند در اسناد شرکت آی‌بی‌ام نظر اندازیم، که می‌گوید: «شهر هوشمند اشاره به شهر وسیله‌محور، به‌هم‌پیوسته و خبره دارد» به‌صورت دقیق‌تر به این مسئله پی‌ خواهیم برد. (+)

تمایل بیش از حد تعریف شهر هوشمند، با هسته‌ی آی‌سی‌تی، به سمت تخنیکی/فنی، باعث شد، رفته‌رفته، افراد و نهای‌های مختلف نسبت به آن انتقاد کنند. مرکز حکومتداری در دانشگاه اُتاوا از جمله‌ی اولین نهادها بودند که دست بلند کردند و انتقادشان را چنین ابراز داشتند:

شهرهای هوشمند می‌بایست یک رویکرد قدرتمند مدیریتی داشته باشد که بر نقش سرمایه اجتماعی و روابط در توسعه شهری تأکید و توجه نمایند.

بدین شکل، این موسسه تعریف‌های شهر هوشمند توسط شرکت‌های نطیر آی‌بی‌ام، سیسکو سیستمز و زیمنس ای‌جی، را ناقص دانستند، که جزء تکنالوژیکی در آن تعریف‌ها به‌عنوانِ مهمترین مؤلفه درنظر گرفته شده بود.

اخیراً، رویکردِ تعریف شهر هوشمند با محوریت تکنالوژی معلوماتی و ارتباطی توسط نویسندگانی همچون اَدم گرینفیلد نیز نقد شده است. ایشنان کسی است که مخالفت‌اش را با دیزاین شهرهای هوشمندِ مبتنی بر رویکرد برنامه‌ریزی بالا به پایین توسط کمپنی‌ها، در کتابِ در برابر شهر هوشمند (۲۱۰۳) به صراحت بیان داشته است.

گرینفیلد دیزاین شهرهای سانگدو (کوریا/کره)، مصدر سیتی (امارات)، دره پلن‌آی‌تی (پرتگال) را از نوع دیزاین تکنالوژی‌محور می‌داند. ایشان معتقد است که در دیزاین این شهرها دانش حقیقی‌یی «شهرها چگونه کار می‌کنند»، درنظر گرفته نشده‌است.

این نقدها و نقدهای مشابه منجر به این شد تا طرح مسئله‌ی تعریف شهر هوشمند اندک‌اندک به مسیر مناسب‌تر و کاراتر استوار شود. در آخرین تعریف‌ها از شهر هوشمند گستردگی زیادی دیده می‌شود که مردم هسته‌ی اصلی تعریف را تشکیل می‌دهد – چیزی که در تعریفات قبلی کمتر دیده می‌شد.

دام تخنیکی تنها دامی نبود که درک تعریف شهر هوشمند را مبهم و دشوار می‌کرد. تنوع مفاهیم دام دیگری بود که فهم این مفهوم را پیچیده‌تر کرده و مدیران شهری را سردرگم می‌ساخت. شهر دیجتیال، شهر خبره، شهر فراگیر – تقریف این اصطلاحات چییست؟ نوشته‌ی بعدی وبسایت، حول توضیح دام ازدیاد مفاهیم در این زمینه، تولید خواهد شد.

•••

همه نوشته‌های مرتبط با شهر هوشمند با هشتگ #شهرهوشمند در دسترس است.

منابع استفاده شده در تولید این مطلب:

  • مقاله پروفیسور آر‌جی هالندز در رابطه با شهر هوشمند (۲۰۰۸) (+)؛ و
  • شهر هوشمند: تعاریف، ابعاد، عملکر و ابتکارات از ویتو آلبینو (۲۰۱۵) (+).
48
0

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *