انتقادپذیر نبودن صفت منفی یا مثبت؟

زمان تقریبی مطالعه: ۳ دقیقه.
انتقادپذیری
«انتقادپذیر بودن» به مانند توصیه‌ای «در راه از بزرگان پیش نرو»، اندرزِ گنگ و غیر واضح است. یکی از راه‌های فرار از دام عوامل وقت‌کشی و گریز از چنگ بیماری رنج‌آورِ استرس، «انتقادناپذیریِ» هوشنمدانه است.

نوجوانی را تصور کنید که برای اولین بار آهنگ سفر به شهر کرده و بعد از سفر ملا‌ل‌آور و خسته‌کننده پا به شهر کابل گذاشته‌است. همینکه از موتر پیاده می‌شود، خود را در میان انبوهی از جمعیت می‌یابد؛ جمعیت متراکم که چنان همهمه‌ای سرسام آور و گیج‌کننده‌ای را سر می‌دهد، که آدم تکِ‌تنها در بیابان بی‌انتها از سر دادن آن خجالت می‌کشد. او خود را در جایی می‌بیند که مردم به طرزِ حیران‌کننده و سرگشته، بدون اینکه حتی لحظه‌ای فکر کند که جلوی راهش کیست و چیست، به جهت‌های ظاهرا مبهم و با انتهایی ناپیدا در حرکت است.

میهمان تازه وارد به کابل، می‌خواهد راه بیفتد، ناگه به یاد نصیحت پدرکلانش میفتد که گفته بود: «پسرم در راه از بزرگان پیش نرو!» لحظه‌ای مکث می‌کند؛ او خیلی به پدر کلانش احترام و ارادت دارد و همچنان به اندرزها و نصیحت‌هایش باور. از مشاهده‌ای رفتار مردم، نوجوان برای اولین بار با تمام وجودش احساس می‌کند که «دنیا، موجودات درون آن، و رفتارهای ناشی از تعامل این موجودات پیچیده‌تر از آن است که فکر می‌کرده.»

نخستین بار بود تصمیم می‌گیرد، که خلاف نصیحت پدرکلان خود رفتار کند. وی آرزو می‌کرد کاش پدرکلانش به نصیحت شاخ‌و‌برگ می‌داد؛ تشریح می‌کرد؛ در راستای این نصیحت، تحت شرایط مختلف رفتارهای مناسب را توصیه می‌کرد. او از خودش هم ناراحت که چرا در مورد این نصیحت مبهم از پدرکلانش توضیحات بیشتری نخواسته است. هرچند خود را در موقعیت ابهام‌آمیز می‌دید، اما مطمئن بود در این زمان، این مکان و با این شرایط، نصیحت پدرکلانش به درد نمی‌خورد.

«انتقادپذیر بودن» به مانند توصیه‌ای «در راه از بزرگان پیش نرو» و خیلی از توصیه‌های دیگر، اندرزِ گنگ و غیر واضح است. باید دنبال شاخ‌و‌برگ‌های بیشتری این نصیحت گشت، باید تحت شرایط خاص مطالعه و بررسی کرد، با پرسید و خود را بیشتر آگاه کرد.

با کمی تردید می‌توان گفت در وضعیت فرهنگی که ما قرار داریم؛ با تعریف که ما از نقد و انتقاد پذیری پیش روی خود داریم و احساس روبه لبریز که ما برای انتقاد کردن ذخیره کرده‌ایم و بی‌صبرانه دنبال یک فرصت هستیم تا بغض را از جایی دیگری هدیه گرفتیم، سرِ کسی دیگر خالی کنیم؛ می‌توان نتیجه گرفت که برخی، شاید هم خیلی وقت‌ها توصیه به «انتقادپذیر نبودن» بهتر از پیشنهاد به «انتقادپذیر بودن» است.

متقاعد کردن کسی و حتا پاسخ دادن به کامنتی که در نقد مطلبی، که معلوم است بدون اندکی فکر گذاشته‌شده، دام مرگ زمان است و ماشین خلق استرس. بسیاری از وقت‌ها، انتقاد پذیر بودن شبیه رفتاری جوانی بود که در جاده‌ای شرقی مسجد پل خشتی، میان تراکم فوق‌العاده‌ای مردم، داشت به نصیحت پدرکلانش فکر می‌کرد. با وضعیت توصیف شده، حتی لازم نیست که از پدر کلانِ‌مان در موردِ این‌که انتقادپذیر باشیم، یا نباشیم، بپرسیم. بسیاری از مواقع، جسم و روح ما سپاسگزار ما خواهد بود اگر انتقادپذیر نباشیم و رفتاری تحقیرآمیز، مسخره‌کننده و یا نامفهوم را با یک ترکیبی از لبخند و سکوت نادیده بگیریم.

پی‌نوشت: قطعاً نصیحت «در راه از بزرگان پیش مرو» و «انتقادپذیر بودن» مانند بسیاری از توصیه‌های بزرگانِ ما اندرزهای ارزشمندی است. هرچند کم اتفاق می‌افتد، اما ما باید متوجه باشیم که بگومگو در رابطه یک کامنتی بی‌مورد و یا یک شکلک نامفهوم در یک پُستی در صفحات اجتماعی، و در اکثر مواقع، حتا فکر کردن به چرایی آن، نتیجه جز خلق اضطراب و کشتن وقت ندارد.

0
0

2 کامنت برای “انتقادپذیر نبودن صفت منفی یا مثبت؟”

  1. فکر میکنم اگر در مورد “اهمیت انتقاد واضیح در راستی اصلاحگری در اجتماع” متلبی را برای خواننده گان این وبسایت می نویشتی و بعد اینکه “همیشه نباید انتقاد پذیر بود” را به دنبالش برای خواننده گان محترم پیش کش می کردی بهتر می شد. تا برای خواننده اینگونه فهمانده نشودکه: گویا تمام انتقادها بار تخریبی دارد، تمام انتقاد ها به هدف رهنمایی افراد به جهت نامعلوم ارایه می گردد، تمام انتقاد ها بر طرف انتقاد شده از بینش دشمنانه آن وارید شده و تمام انتقادها بی معنی است. به نظر من اگر امروز شما به یک کسی در اجتماع خودتان برایش یک پیشنهاد بدهید که برای صحت اون شخص مفید باشد و یا برای آینده زند گی اون خوب باشد و یا کاری برایش توصیه کنید که برای اجتماع شما و آن شخص مفید تمام خواهد شد. با در نظر داشت فرهنگ انتقاد پذیری که امروز در جامعه ما حاکم است می توانم عکس العمل شخص را چنین حدس زد: “به تو چی بچیم” و یا “خوب می کنم دلم دخترم” و صدها موارید از این قبیل. و از این به بعد شما به عنوان یکی از دشمنان آن شخص در نزدش شناخته خواهی شد. چون شما از کار و انتقاد کرده و به اوشان پیشنهادی داده اید. با این اوصاف هنوز هم لازم است توصیه کرد ” در بعضی موارید نباید انتقاد پذیر بود”.
    البته می دانم این را بفهمم که بعضی از انتقاد های افغانی هم فغانی است. اما در این مرحله جامعه ما نیاز دارم انتقاد کنم انتقاد بشنویم از کسی که بر عمل و کار ما انتقاد می کند به عنوانی کسی نبینیم که خدای ناخواسته با ما دشمنی دارد. و در نهایت این کار باعث خواهد شد تا بعضی از نابسامانی ها منفر همه ما شود و مهبوب هیچ کسی نباشد.
    با احترا م
    انتقاد سازنده

    0
    1. دوست خوبم،
      از کامنتی که دادی ممنونم و از نقدی که کردی واقعا خوشحال.

      راستش این‌روز‌ها کامنت‌گذاری در صفحات اجتماعی زیاد شده است و تفاوت بسیاری است بین کامنت‌های در گروپ‌ها دوستانه یا پُست‌های دوستان و کامنت‌های که پای پُستی یک صفحه – که ادمین آن ظاهرا معلوم نیست – گذاشته می‌شود.
      کسانی که زیر پُست‌های صفحات کامنت می‌گذارند، انتقادِشان بیشتر با بار منفی است و اکثرا انتقادهای که ارزش فکر کردن هم ندارد. طبق که اشاره کردید، هنگامی بررسی و تفکیک انتقاد سازنده و تخریب‌کننده باید بیشتر و عمیق‌تر فکر کرد.

      بسیاری‌ها از انتقادهای دیگران یاد گرفته‌اند و به جایی رسیده‌اند و قطعا انتقادپذیری صفتِ با ارزشی است. به نظر من در یک محیط دوستانه، متاسفانه کمتر پیش می‌آید از همدیگر انتقاد کنیم. کاش هرچه زودتر اقدام کنیم و این فرهنگ انتقاد کردن (انتقاد سازنده) را نهادینه کنیم.

      نوشته‌ای را که در پی‌اش کامنت گذاشتیم، بهتر است به عنوان یک شوک کوچک ببینیم که به ما می‌گوید در باره‌ی انتقادپذیری بیشتر مطالعه کنیم.

      ارادتمندِ‌تان.

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *