اول قومِ من؛ افغانستان هنوز هم مثل قرن‌ها قبل

از قبیله‌گرایی و قوم پرستی دست بکشیم، برویم به سمت «ملت‌شدن»! این به نفعِ ماست!

سگ‌های که به شکل گروپی قصد شکار گاو وحشی را دارند | مجموعه تلویزیونی The Hunt

قبل از دوران کشاورزی، در دوان شکار، احتمالاً انسان‌ها به شکل فردی کار می‌کردند. هیچ مرز و محدوده‌ی برای آنها تعریف نشده بود – اگر هم محدودیتی بود در حمل و نقل و جابه‌جایی بود.

گذرِ زمان شکل فعالیت انسان‌ها را متحول کرد. با آغاز عصر زراعت/کشاورزی و با توجه به مقتضیات محیط، بشر اندک اندک پی بُردند که می‌توان به شکل گروپی کار کرد؛ و از این طریق، سریع‌تر، بیشتر و بهتر به اهدافِ خود رسید.

اولین شکل کار گروپی احتمالاً در ساختار خانواده نمود پیدا کرده باشد. بعد از آن، فامیل‌های که از لحاظ پیوندهای خویشاوندی با همدیگر نزدیک بودند، گروپِ کلان‌تر را تشکیل دادند و به این ترتیب قبلیه‌ها و در سطح بزرگتر اقوام شکل گرفت.

کار گروپی در ساختار قبیله‌، خصوصاً در حوزه سیاست و اقتصاد، هزاران سال به طول انجامید و هنوز هم در جاهای ادامه دارد. ساختار گروپی توسعه‌یافته‌تر از قبیله در قالب طرز فکر (ایدولوژی) شکل گرفت. در این ساختار، فارغ از اتصال فامیلی و قبیله‌یی، عده‌یی که باور مشترک داشتند، جمع می‌شدند و برای منافع مشترک‌شان کار و تلاش می‌کردند.

ظهور دین اسلام یکی از نمونه‌های بارز در از میان برداشنِ قوم‌پرستی و قبیله‌گرایی بود و اتحاد تازه‌یی را بر مبنای طرز فکر و باور ایجاد کرد.

تحولات زیادی، از جمله تعاملات و جنگ‌ها بین قبایل و طرز فکرها منجر به ساختار متأخرِ اجتماعی به نام «ملت» شد. ملت‌ها که معمولاً در داخل یک مرز (کشور) تعریف شده و معنا پیدا می‌کنند؛ و برای رسیدن به منافع مشترک و از این طریق به منافع شخصی، مشترکاً کار و فعالیت کرده و از همدیگر حمایت می‌کند.

متأسفانه اما تسلط ساختار قبیله‌یی در داخل بعضی کشورها – که اکثرشان عقب‌مانده‌ترین در جهان‌اند – هنوز هم پابرجاست. دِل کندن از قبیله‌گرایی و قوم‌پرستی کار آسانی نیست؛ به دلیلِ اینکه بیشتر عمر بشر در قالب همین ساختار تکامل پیدا کرده است.


اوضاع شکننده و نابه‌هنجار این روزهای افغانستان نیز به یک مشکل ریشه‌یی بر می‌گردد؛ و آن اینکه ما هنوز ارزش کار گروهی در ساختار یک «ملت» را درک نکرده‌ایم. منفعت این را محاسبه نتوانستیم که اقدامات و تعاملات بین‌المللی ما در قالب یک «ملت» به‌مراتب سودآوردتر از این است که در قالب «قوم» و «قبیله» وارد تعامل شویم.

جنگ امروز افغانستان نه جنگی برای آزادی یک «ملت» بلکه بیشتر با انگیزه و هدفِ استحکام یک حکومت «قومی» و «قبیله‌یی» است. این جنگ پایانی ندارد، مگر اینکه اتباع این کشور ارزش کار گروپی در ساختار «ملت» را درک کنند و از قبلیه‌گرایی و قوم‌پرستی دست بکشند. چرا؟ چون در مراودات، تعاملات و تبادلات بین‌المللی، ما نه به‌عنوان یک قوم یا قبیله، بلکه به‌عنوان یک ملت طرف هستیم.

راه دیگر آن است که هر قوم، کشور مستقل خودشان را داشته باشند که چندان عملی نیست. اگر هم معجزه‌یی رُخ دهد و عملی شود، هنوز هم قبایلِ کوچک‌تری در داخل این اقوام وجود دارند که اوضاع کنونی را در مقیاس کوچک‌تر خلق کرده و پرورش می‌دهد.

رمز موفقیت سگ‌‌‌ها در متفرق ساختن گاوهای وحشی است؛ آنها موفق نمی‌شوند؛ حتی و اگر حداقل دو گاو وحشی متحد باشند. | مجموعه تلویزیونی The Hunt

برداشتن اولین قدم برای حل ریشه‌یی مشکلات کشور با درکِ این نکته آغاز می‌شود که حالا قزن‌ها قب نیست و منافع گروپی ما در ساختار قوم و قبیله نه، بلکه بیشتر در ساختار ملت معنی پیدا می‌کند. چرا؟

زیرا، در داخل کشور، کمتر مبادله‌ و معامله‌یی – جز معاملات سیاسی ویران‌‌کننده – در ساختار قوم و قبیله معنا پیدا می‌کند؛ بلکه معاملات داخل‌کشوری بیشتر به شکل فردی و در قالب شرکت‌ها و سازمان‌ها انجام می‌شود. حال آنکه در معاملات بین‌المللی هم، کسی قوم و قبیله را اهمیت نمی‌دهد (مگر اینکه فتنه‌یی در آستین داشته باشند)، بلکه به صورت رسمی با کشور (ملت) ارتباط برقرار می‌کند.

ما باید یک ملت شویم. هرکس، در هر کشوری که زندگی می‌کند باید ارزش «ملت‌بودن» را درک کند. آن را پاس بدارد، پرورش داده و تکامل دهد. این هم به نفعِ خودشان است و هم به نفعِ جهان!

قوم من؛ ملت من! جهان ما!

2 دیدگاه دربارهٔ «اول قومِ من؛ افغانستان هنوز هم مثل قرن‌ها قبل»

سلام. درسته شما درمورد قوم پرستی و قبیله گرایی و در نقد اون نوشتید ولی
با توجه به این جمله”ظهور دین اسلام یکی از نمونه‌های بارز در از میان برداشنِ قوم‌پرستی و قبیله‌گرایی بود و اتحاد تازه‌یی را بر مبنای طرز فکر و باور ایجاد کرد.” آیا دین اسلام خودش بهانه ای برای ایجاد مشکلاتی مشابه همان ها که قوم پرستی و قبیله گرایی ایجاد میکنند، نیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *