نیمه پُر پیاله را فراموش کرده و به فکر نیمه خالی باشید

نیمه خالی پیاله
وقتی که به سمت خود می‌بینید، علاوه بر نیمه پُر، نیمه خالی را ببینید.

دو سال و اندی می‌شد که صمیم را ندیده بودم. او تغییر کرده بود؛ رفتار، کردار، طرزفکر، تقریباً همه‌چیز؛ جز قیافه ظاهری – که آن هم چندان ثابت نمانده بود. دقیق معلوم بود که مسیر متفاوت‌تر از آنچه که دو سال پیش در پیش داشت، پیش گرفته است. او توضیح داد که دیگر آن آدم قبلی نیست. و اضافه نمود که در این دنیایی پُر از تغییر و تحول، شاید هیچ‌کس آن آدمی نباشد که دو سال پیش بوده‌است.

همه تغییر می‌کنند. آنچه اما ما را در معرض تغییر قرار می‌دهد محیط و فضا است؛ آدم‌های که ملاقات می‌کنیم، صفحات اجتماعی و پروفایل‌های شخصیِ را که تعقیب می‌نماییم، وبسایت را که می‌خوانیم، کتاب‌های را که مطالعه می‌کنیم، فیلم‌ها، سخنرانی‌ها، پادکست‌ها و …

همه‌ تغییر می‌کنند؛ بلی. ولی، سرعت تغییرات همیشه یک‌سان نیست. تغییراتی را که صمیم در طول دو سال داشته است، ممکن من در ۴ سال و یا بیشتر هم جذب نتوانم، دیگری شاید در یک سال یا کمتر حتا آن را بخشی از وجودش سازد. همانطوری‌که یادگیریِ ما در نتیجه‌ی اتفاقات بیرون و درون و اکثراً به‌صورت ناخودگاه و از پیش‌برنامه‌ریزی‌نشده روی می‌دهند، سرعت تغییرات در بسا مواقع در دست ما نیست. با آن‌هم هستند اندک مواردی که می‌توان کنترل را در دست گرفت و این سرعت را افزایش یا کاهش داد.

جرئتِ دور انداختن را داشته باشیم

از آن روزها حدود دو سال و چند روزی گذشته است که من فایل‌های صوتی مهارت یادگیری محمدرضا شعبانعلی را گوش دادم. ایشان در یکی از آن فایل‌ها می‌گفت: «لازمه‌ی یادگیری چیزهای نو، دور انداختن و فراموش کردنِ چیزهای کهنه است.» وقتی با صمیم گپ می‌زدم، او هم، چیین چیزی می‌گفت: «برای توسعه فردی، موفقیت و پیشترفت در کار و زندگی، بهتر است نیمه‌ خالی پیاله را ببینیم.» بشینیم و از دور و نزدیک به به بیرون و درونِ خود ببینیم. ببینیم،‌ بسنجیم و نظر به ضروریات کار و زندگی‌ در زمان حال و آینده؛ و با توجه به محدودیت‌های منابع خود، کشف کنیم که کجا خالی است. 

نیمه خالی پیاله را ببینید
همیشه جایی برای تکامل و پیشرفت وجود دارد.

دیدن نیمه‌ی پر در وجود آدم، آدم را متکبر می‌سازد، از پیشرفت باز می‌دارد و این چنین است که روزی برمی‌خیزیم و می‌ببینیم که دیگران به‌جای رسیده‌اند و ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم! نیمه‌ی پُرِ وجود آدم بهتر است کمک کند تا نیمه‌ی خالی را اندک اندک تکمیل کنیم. تکمیل کنیم؟ نه! نیمه‌ی خالی هیچ‌وقت تکمیل می‌شود.

در یک کلام

  • اگر آرزو و برنامه‌ی پیشرفت در زندگی و توسعه فردی داریم، بهتر است نیمه خالی پیاله ذهن خود را نیز ببینیم، نه صرفاً‌ نیمه پُر را؛
  • از نیمه پر پیاله ذهن خود برای تکامل نیمه خالی آن کمک بگیریم؛
  • نیمه خالی و نیمه پر یک استعاره است. برای یاگیری، تغییر و تکامل رفتار و کردار و توسعه مهارت، ذهن ما همیشه جای خالی دارد؛ و
  • هیچ‌چیزی مطلقاً درست نیست. بسا رفتارها، کردارها و مهارت‌های هست که بعد از مدتی، تازه می‌فهمیم که به‌اندازه‌ی کافی دلایل وجود دارد که دیگر آن ها را انجام ندهیم و ازشان استفاده نکنیم. معنای تکامل همین است.

مسلمان گر بدانستی که بُت چیستبدانستی که دین در بت‌پرستی است

گلشن راز، ش. م. شبستری.

ما هیچ وقت به درجه‌ی کمال مطلق نمی‌رسیم. همیشه جایی برای پیشرفت و تکامل وجود دارد. به‌شرطی که جرئت پذیرش آن را داشته باشیم.

کپی‌رایتینگ چیست و درباره شباهت آن با یادگیری مادام‌العمر

تیترهای روزنامه‌ها، عناوین وبسایت‌های خبری، جملاتی که برای تبلیغات برندها و محصولات استفاده می‌شوند، نام‌های بسته‌های آموزشی عرضه‌شده در سطح وب، تبلیغات تلویزیونی، و موارد مشابه. همه‌شان به نحوی در تلاش‌اند تا مخاطب را به کاری متقاعد سازند که می‌خواهند؛ مثلاً بازدید یا خرید محصول و یا استفاده از سرویسی. هنر (دانشِ) که این فعالیت‌ها تعریف‌‌اش می‌کند، تبلیغ‌نویسی است. کپی‌رایتینگ چیست؟ به‌زبان ساده:

ادامهٔ “کپی‌رایتینگ چیست و درباره شباهت آن با یادگیری مادام‌العمر”

روزهای خاص؛ برای شروع برنامه یا ختم آن؟

روزهای خاص برای شروع برنامه در نظر نگیرید
موفق خواهم شد. انشاءالله. این بار از اول سال شروع می‌کنم.

تطبیق یک برنامه در کار و زندگی، تغییر یک عادتِ بالفعل، کاشت و پرورش یک عادتِ جدید…؛ اکثرِ آدم‌های که خواستند نسخه‌ی بهتری از خود بسازند، هرازچندگاهی به چنین فکرهای رفته‌اند، می‌روند و خواهند رفت.

ادامهٔ “روزهای خاص؛ برای شروع برنامه یا ختم آن؟”

مَسترپروژه‌ی به درازای کل زندگی؛ بخش یک و مقدمه

از تولد تا مرگ؛ یک مسترپروژه و تعداد زیاد پروژه‌های دیگر.

۱۶ سال زمان، و در مواقعی هم، بیشتر از آن می‌گذرد؛ تا مهارتی فراگیریم و دانشی بیندوزیم، با این هدف که در دوسوم باقی‌مانده عمرِمان، تکیه‌گاه زندگی شود برای ما و نردبانِ پیشرفت. هنگامی که در شُرُف فراغت هستیم، نگاهی می‌اندازیم به گذشته‌ی ۱۶ سال تحصیل خود، پی می‌بریم که حالا، خوشبختانه، برای خیلی از سوالات جواب داریم:

طول دریا/رود راین چند کیلومتر است، افغانستان و ایران چقدر مرز مشترک دارد، اسم شوهر ملکه الیزابت چیست، کدام فورمول مربوط به پی‌وی‌سی است؛ و سوالاتی مشابه دیگر.

ادامهٔ “مَسترپروژه‌ی به درازای کل زندگی؛ بخش یک و مقدمه”

گزینه seenشدن و گزارش تحویل پیام‌رسان‌ها

Seenشدن - ۱
گزارش دیده شدن (seen) – یک سهولت‌ِ – به نظرم – زیان‌بار

همه‌آدم‌های که شبکه‌ی فامیلی، قبیله‌یی، دوستی یا کاری را ما می‌سازند، برای ما، به‌یک‌اندازه مهم نیستند. برعلاوه، این میزانِ اهمیت می‌تواند در زمان‌های مختلف متفاوت باشد.

ممکن است امروز من برای تو مهم باشم، فردا نه. تو، امروز شاید در بالاترین اولویتم قرار داشته باشی، فردا شاید در اولویت دوم و یا پایین‌تر. با این حال، بعضی آدم‌ها همیشه برای ما در بالاترین اولویت باقی می‌ماند، باید هم چنین باشد، و هر تلاشی در این رابطه – به‌فکرم – لازمی، اررزشمند، لذت‌بخش و ستودنی است.

ادامهٔ “گزینه seenشدن و گزارش تحویل پیام‌رسان‌ها”

روزی بود که آموزش بدون تخته‌سیاه تصور نمی‌شد؛ اما حالا چطور؟

روزی بود که آموزش بدون تخته‌سیاه تصور نمی‌شد؛ اما حالا چطور؟
اگر تخته‌های سیاه نمی‌بود، آموزش چی شکلی بود؟

من، اولین گام‌های کسب سواد را، به کمک پدرم، با یادگیری الفبای عربی برداشتم؛ از روی الفبای که به‌شکل دست‌نویس آماده شده بود. هنگامی که برای نخستین بار رفتم مکتب/مدرسه، داشتم روان‌خوانی قرآن را فرامی‌گرفتم. استاد به تک‌تک شاگردان به صورت جداگانه و با صدای بلند درس می‌داد. شاگردان هم مجبور بودند با صدای بلند درس‌های‌شان را مرور نمایند. اینطوری، صنف/کلاس مملو از صدا می‌شد، و پُرسروصدا بودنِ صنف نشانه‌یی از کیفیت بالای تدریس به حساب می‌آمد.

ادامهٔ “روزی بود که آموزش بدون تخته‌سیاه تصور نمی‌شد؛ اما حالا چطور؟”

سئو برای کاربران: آیا گوگل بهترین نتایج را به ما نشان می‌دهد؟

سئو از نظر کاربر
حقوق معنوی بخشی از مَتِریال‌های استفاده شده در این طرح به Vecteezy برمی‌گردد.

۱. مردم چی ضرویاتی دارند، و کدام بخشی ازین ضروریات را می‌توان از طریق عرضه محتوا (محصول) در سطح وب برآورده ساخت؟

۲. کاربران، با هدفِ رسیدن به محتوای موردِنظرشان، چگونه سوال می‌پرسند؟

۳. این سوالات را از کی/چی می‌پُرسند؟ معمولاً از گوگل.

۴. هنگامی که سوالی از گوگل پرسیده می‌شود، الگوریتم‌های گوگل برای انتخاب و رتبه‌بندی نتایج چگونه عمل می‌کند؟

۵. چی استراتیژی‌ها، تاکتیک‌ها و تیکنیک‌های را به‌کارگیرم تا وبسایت من در سه نتیجه‌ی نخست (یا در صحفه اول) نتایج جستجو قرار گیرد؟

ادامهٔ “سئو برای کاربران: آیا گوگل بهترین نتایج را به ما نشان می‌دهد؟”